تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
بنابراين مستكبران دين را مانع اصلى خود مىبينند، از اين رو با تمام توان آن را مورد تهاجمات خود، خاصه تهاجم فرهنگى قرار مىدهند.
ب- برترى نژادى: قومگرايى و نژادپرستى همواره يكى از معضلات بشريت بوده و مىباشد از زمانهاى گذشته تاكنون درگيرى و اختلافات نژادى بدترين نوع جنگها بوده و بيشترين خونريزى را بدنبال داشته است.
امروزه با وجود ادعاهاى فراوان مبنى بر پيشرفت فرهنگ و تمدن بشر، هنوز هم شاهد تصفيههاى خونين قومى و نژادى در اطراف و اكناف دنيا هستيم كه يكى از نمونههاى فاجعهآميز آن، جنايات صربها عليه ملّت مسلمان و مظلوم بوسنى، آنهم در قلب اروپاى وحشى بظاهر متمدن مىباشد.
قرآن، فلسفه اصلى اختلاف رنگ، پوست، زبان، قبيله و نژاد را عامل تسهيل در شناسائى گروههاى مختلف از يكديگر مىداند.
«... وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ...» «١» ... شما را ملتها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد ...
امّا بشر با برداشت نادرست از اين فلسفه خلقت، آن را پايه اصلى اختلاف و برترىطلبى خود قرار داد و جنگهاى فراوانى براه انداخت كه از جمله آنها دو جنگ جهانى اوّل و دوّم بود كه مايه خسارت فراوانى بر زندگى بشر شد.
بنابراين تا زمانى كه اين حس غير اخلاقى و زشت بر انسانها و دولتها، حكومت مىكند، زمينه جنگ و تهاجم نيز وجود خواهد داشت، كما اينكه در حال حاضر نيز شاهد تهاجمات فرهنگى مبتنى بر حسّ برترىطلبى غربىها به رهبرى آمريكا، عليه كشورهاى ديگر مىباشيم.