تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
آغاز نمايد. بخصوص آمريكا كه ادعا دارد بعنوان يك قدرت برتر، از فرهنگ برتر نيز برخوردار است لذا اين فرهنگ بايد بر تمام جهان حاكم شود.
واضح است كه حاكميت فرهنگى آمريكا بر جوامع ديگر، نابودى و اضمحلال فرهنگهاى ملّى و محلى را طلب مىكند؛ چون اگر فرهنگ اصيل يك ملّت، زنده و پرتوان باشد هيچگاه اجازه حضور فرهنگ بيگانه را در سرزمين خويش نمىدهد. اينكه چگونه آمريكا فرهنگ مبتذل و بعضاً حيوانى خود را «فرهنگ برتر» معرفى مىكند، بحث مفصلى را مىطلبد كه در اين فرصت به آن نمىپردازيم. امّا آنچه بعنوان واقعيت وجود دارد اين است كه غرب براى جايگزينى فرهنگ خود اقدامات گستردهاى را آغاز و با استفاده از ابزارهاى پيشرفته «اطلاعاتى- خبرى» مانند ويدئو، ماهواره و ديگر شبكههاى ارتباطى، براحتى مرزهاى ملّى را پشت سر گذاشته و حتّى در ميان خانهها نيز رسوخ كرده است. دشمن براى پيشبرد اهداف خويش از حربههايى چون «حقوق بشر»، «امنيت جهانى»، «آزادى بيان و قلم» و امثال آن بهره مىگيرد، كه آخرين نمونه آن برپايى كنفرانس «توسعه و جمعيت» است كه در «مصر» برگزار شد و در آن مسايل مختلفى چون «سقط جنين» و «آزادى همجنسبازى» مورد بحث واقع شد. معلوم است كه برگزارى چنين كنفرانسى در «خاور ميانه»، كه مركز اسلام است؛ اهداف شوم استعمار را براى ريشهكنى فرهنگ اسلامى دربردارد.
بايد گفت، اين شيوه جديد تهاجم فرهنگى و نظم جديد جهانى، با همه خطراتى كه دارد، در نهايت محكوم به شكست است. چون بانيان نظم نوين جهانى، اشتباهات گذشته را تكرار كرده و از واقعيّات، بسيار