تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
تهاجم فرهنگى از آغاز تا كنون بخش اوّل: فرهنگ و تهاجم در زندگى بشر انسان جزئى از هستى بيكران است، ناگزير وابسته و مرتبط به ساير اجزاى آن نيز مىباشد. به همين دليل از طبيعت درس مىگيرد و از رموز حاكم بر آن براى تصرف در طبيعت استفاده مىنمايد تا بتواند آن را در خدمت خود درآورد.
امّا انسان زندگى خود را چگونه آغاز كرد؟ آيا همه چيز را از اوّل مىدانست، يا به تجربه آموخت؟ آيا او ذاتاً موجودى شرور و ستيزه جوست يا با سرشت نيك و فطرت پاك آفريده شده و نيازها او را به حالت تهاجم و كشمكش مىكشاند؟
جامعهشناسان و دانشمندان علوم اجتماعى در پاسخ اين پرسشها اختلاف نظر دارند. امّا آنچه مورد تأييد همه آنهاست اين است كه انسان زندگى را به شكل ابتدايى آغاز كرده و رفته رفته در اثر فعاليتهايى كه براى رفع نيازهاى مادى و معنوى خود داشته به پيشرفتهاى امروزين رسيده است.
برخى معتقدند كه انسان ذاتاً جنگ طلب و مهاجم است. همه چيز را