تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
در اين دوره همه چيز بر محور مسائل موجود بين دو بلوك اداره مىشد.
نويسندگان، گويندگان، خبرنگاران و روزنامهنگاران، فقط و فقط به مسائل مربوطبه دو مكتب سرمايهدارى و كمونيستى و روند پيشرفت آنها مىپرداختند.
سيستم تبليغاتى و فرهنگى جهان طورى تنظيم شده بود كه يكطرف آن آمريكا و نظام سرمايهدارى و طرف ديگر شوروى و كمونيسم باشد و فرهنگ و مكتب سومى نمىتوانست ابراز وجود كند.
نظام ماركسيستى كه با شعارهاى انقلابى و دموكراتيك روى صحنه آمد، در عمل، تعدادى از ملّتها و فرهنگهاى مختلف را به زور سلاح و سرنيزه و با هجوم نظامى ارتش سرخ به فرمان خود درآورد و حدود ٧٠ سال آزادى فرهنگى آنان را پايمال و به اجبار، تابع نظام الحادى خود كرد.
از طرف ديگر، غرب و آمريكا، در ادامه شيوه استعمار كهن، همچنان در جلب منافع خود از كشورهاى جهان سوم و تعميق ريشههاى استعمارى تلاش مىكردند و در اين راستا از تمامى امكانات بينالمللى به نفع خود بهره مىجستند، تا اينكه در واپسين دهههاى قرن بيستم پديدهاى نو قد علم كرد و با نفى سلطه هر دو قدرت جهانى، موازنه ناحقّ بينالمللى را بر هم زد. آن پديده، انقلاب اسلامى ايران بود كه به رهبرى داهيانه امام خمينى قدس سره آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
بخش چهارم: خيزش مجدد اسلام با ظهور دوباره اسلام، سنگرهاى فرهنگى كفر و الحاد، استعمار و