تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
شوم اينچنين نقاب برمىگيرند:
يكى از راههاى تهاجم فرهنگى اين بود كه سعى كنند جوانهاى مؤمن را از پايبنديهاى متعصبانه به ايمان- كه همان چيزى است كه يك تمدّن را نگه مىدارد- منصرف كنند؛ مانند همان كارى كه در قرنهاى گذشته در «اندلس» كردند. جوانها ريختند در عالم فساد، شهوترانى و ميگسارى، اين كارها در حال حاضر دارد انجام مىگيرد.» اين ايمان و اعتقاد جوانان حزباللهى و بسيجى است كه بر سر راه استكبار جهانى قرار گرفته است و از انقلاب اسلامى و اسلام ناب، پاسدارى و حراست مىكند. جوان با ايمان از امام راحل خويش آموخته است كه تا ايمان به خداى قادر دارد، راهى براى نفوذ بيگانگان و رخنه در انقلاب اسلامى نيست، با اين وفادارى به انقلاب اسلامى و تسليمناپذيرى غيور مردان با ايمان، جايى براى غارتگرى جهانخواران نخواهد ماند. و اين را استكبار جهانى خوب دريافته است. از اين رو مىكوشد با فاسد كردن جوانان، قدرت را از آنان بگيرند و آنها را به سوى تباهى و پوكى سوق دهند.
همچنين رهبر گرانقدر انقلاب اسلامى ايران حضرت آيةاللَّه خامنهاى فرمودند:
جوانان ما در كوره انقلاب، پارسا و مبرا از آلودگيهاى مختلف شدهاند، لذا دشمن كه اين امر را مخالف اهداف خود مىداند، از طريق باندهاى فساد، در تلاش است تا جوانان ما را به سوى تباهى سوق دهد؛ ولى ما با اين مفسدان در هر كجا كه باشند با شدّت برخورد مىكنيم؛ زيرا آنها را تباه كننده نسل جوان كشور مىدانيم. «٢» لجام گسيختگى و اشاعه شهوترانى در بين جوانان از رايجترين و شايد