تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
راه ورود اين نوع اجناس لوكس و تجمّلى را به وسيله كتاب، مجلّه، روزنامه، راديو و تلويزيون، كلاسهاى درس، و خلاصه تمام رسانههاى گروهى آنچنان باز كرده كه توانستند آمال و آرزوهاى هزاران پير و جوان و زن و مرد از خود بيگانه و غربزده را به دلخواه خود تنظيم نمايند؛ بر اساس اين تفكّر و فرهنگ تحميلى، يك زن هر چند از نيكويى صورت و سيرت برخوردار باشد، فقط آنگاه زيبا محسوب مىشود كه سر تا پا غرق در آرايش به شيوه غربى باشد. و يا ساختمانى آنگاه كامل به حساب مىآيد كه بهطور دقيق براساس متدهاى مهندسى غرب ساخته شده باشد؛ هر چند منطبق بر نيازهاى واقعى صاحبان آن نباشد. فرد متشخّص و متمدن آن كسى است كه بخوبى بتواند راه و رسم معاشرت و غذا خوردن و صحبت كردن اروپايى را تقليد كند. يا يك فرد درس خوانده و صاحب فكر و نظر، آنگاه روشنفكر محسوب مىشود كه يك يا دو زبان اروپايى را بداند و با ادبيات و فلسفه غرب آشنا باشد، هر چند زبان مردم خويش را نفهمد، و دردهاى آنان را لمس نكند. «١» اما با تأسف كشور ما نيز يكى از بهترين هدفهاى اين القائات فرهنگى بوده و هست. بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران در اين باره مىفرمايد:
ما را جورى بار آورده بودند كه بايد فرنگى مآب باشيم يا هيچى. يك نفر جوان، يك نفر خانم اگر سر تا پايش فرنگى مآب است، اين معلوم مىشود خيلى عالى مقام است و اگر چنانچه مثل ساير مسلمانهاست، اين خيلى عقب افتاده است ... آدم بودن را به كلاه و كفش و لباس و بزك و امثال ذلك مىدانستند. «٢» مصرف گرايى: يكى از الگوهاى ارائه شده از سوى استكبار در كشور