تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
شكوفايى و نضج گرفتن جنبش اسلامى و عامل مهم سياستهاى غربگرايانه دولت بودهاند. برطبق گزارش سناى آمريكا در سال ١٩٧٥ م.
شانزده هزار آمريكايى در نيروهاى مسلح شاه كار مىكردند كه تا اواخر سقوط حكومت پهلوى اين رقم به پنجاه هزار نفر رسيده بود.
مجلس شوراى ملى در سال ١٣٢٩ دليل مخالفت خود را با قرارداد شركت نفت ايران و انگليس در سال ١٣١٢ چنين بيان مىكند:
١- مخالفت اجتماعى: در دنيا دو عامل قوى سرنوشت ممالك عقبافتاده را تعيين مىكند، يكى پول و يكى زور. شركت نفت ايران و انگليس كه هر دو عامل را در اختيار دارد و در شؤون اجتماعى كشور رخنه كرده و مانع رشد ملّت ايران شده است. در مظاهر مختلف زندگى اجتماعى ايران نفوذ مخرب شركت، مشهود است. مثلًا در برنامههاى دروس و تعليم و تربيت، در امور بهداشت، در اخلاق عمومى، در وضع مناطقى كه شركت در آن عمل مىكند و خلاصه در تضعيف روحيه عمال دولت. «١» روحيه اين شركتها در مدت طولانى اقامت خويش در كشور، با شيوههاى مختلف سعى در القاى فرهنگ خود داشتند. و آنچه كه به مردم معرفى مىنمودند چيزى جز تباهى انسان و روآوردن به مادّيات و دور شدن معنويات و اخلاق نبود. چه آنكه هدف آنان كشاندن جامعه بهسوى بىبند و بارى جنسى و وابستگى فكرى بود.
رهبر بيدار و ارجمند انقلاب اسلامى ايران حضرت آيتاللَّه خامنهاى در اين باره مىفرمايند:
وقتى اروپاييها تهاجم فرهنگى را به كشور شروع كردند، روحيه