تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠
بنابراين در قاموس استكبار، دفاع از ستمگران و سوداگران مرگ، دفاع از حقوق بشر محسوب مىشود؛ امّا دفاع از انسانيت و مظلومان و محرومان تا جايى شايسته است كه منافعى را در پى داشته باشد. اشغال كشورى ضعيف و محروم و غارت منابع آن، نام دفاع از دموكراسى به خود مىگيرد. امّا در مقابل، دفاع ملّتى از مرزهاى اعتقادى و فرهنگى خود، تجاوز و تعدّى و دخالت در امور ديگران قلمداد مىشود.
٥- تبليغ فراماسونرى «١» فراماسونرى، كه انگليس از ٣٥٠ سال قبل آن را با كلمات دلپذير «آزادى، برادرى، برابرى و نوعدوستى» رواج داد، از قرن هيجدهم به بعد، به بزرگترين حربه استعمار تبديل شد و مىرفت تا دين و اعتقادات مذهبى ملل مختلفرا بكلى محو و نابود سازد. برخىاز تحصيلكردههاى كشورهاى آفريقايى و آسيايى خيلى زود فريب نيرنگهاى پيشگامان فراماسونرى را خوردند و در دام اين حزب خطرناك افتادند.
كشور ايران نيز، از يورش اين حزب استعمارى مصون نماند.
فراماسيونها كه در نقش عاملان استعمار ظاهر شدند و در ردههاى بالاى حكومتهاى فاسد و وابسته گذشته، نفوذ داشتند، اساس ملّيت و هويت ايرانى را بر هم زدند و افتخارات اسلامى و ملّى ايرانيان را به تمسخر گرفته و به تبليغ فرهنگ مبتذل غرب و بيگانهپرستى پرداختند.
روباه پير استعمار كه اين مار خوش خط و خال را در آستين پرورده بود، براى ترويج فساد و محو آثار اسلام و مذهب در ايران، به اقدامات زيادى دست زد؛ از جمله بعد از قتل اميركبير تلاش كرد تا دستنشاندگان