تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥

ه- شيوه استعمار نامرئى: پس از شكست استعمار شكل مستقيم، استعمارگران با روش غير مستقيم و نامرئى وارد صحنه شدند كه به شيوه‌هاى پيشرفته‌ترى آن را به اجرا درآوردند. در واقع مرحله جديدى از تهاجم فرهنگى كه زمينه را براى ادامه غارت منابع كشورهاى عقب‌افتاده آماده كرد. بدينصورت، وقتى استعمار خود را ناچار به پايان دادن اشغال سرزمينها يافت، سعى كرد قبل از خروج ظاهرى از كشورهاى مستعمره با ايجاد تحول كامل در زير ساخت اجتماعى، اقتصادى آن جوامع، جريان استمرار وابستگى آنها به كشورهاى صنعتى و پيشرفته را تضمين كند.
براى دستيابى به اين هدف شوم در زمينه‌هاى فرهنگى، اقتصادى و سياسى شروع به فعاليت گسترده كرد. در درجه اوّل فرهنگ مولّد و پوياى اين جوامع را به يك فرهنگ غير متحرك، مصرفى و مرده تبديل نمود و به ترتيب نيروهاى فرهنگى وابسته پرداخته و راه‌را براى فرار مغزهاى خلاق و مبتكر اين جوامع بازگذاشت تا نتوانند به توانايى‌هاى داخلى برسند.
از نظر اقتصادى سعى كردند كه تمام صنايع بومى و محلى را نابود كنند و با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاى محلى كردند و اينگونه تلقين كردند كه كالاهاى خارجى بعلت مرغوبيت و با دوام بودن براى جوامع عقب‌افتاده مقرون به صرفه‌تر است.
از طرف ديگر براى تداوم وابستگى اقتصادى اين كشورها، تمامى ريشه‌هاى اقتصادى آنها را خشكانيده و آنان را به صورت «تك محصولى» درآوردند بعنوان مثال كشور «كوبا» وابسته به محصول «شكر»، كشور «مصر» وابسته به محصول «پنبه»، كشور «ايران» و بسيارى از كشورهاى اسلامى وابسته به محصول «نفت»، شدند و در ديگر جنبه‌هاى اقتصادى هيچگونه‌