تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤

پيچيده‌ترى رسيد. ابتدا با نيزه‌هايى كه از سنگ و استخوان ساخته مى‌شد به جانوران حمله ور مى‌شد و كم كم به اين فكر دست يافتند كه علاوه بر شيوه آشكار از شيوه‌هاى تهاجم پنهانى نيز بهره جويند مانند استفاده از تله. «١» شيوه ديگر شكار شيوه نفوذ در جبهه مقابل از طريق همرنگ شدن بود. يعنى براى شكار بسيارى از حيوانات، خود را به شكل آنها درآورد و تهاجم از درون را آغاز نمود و بعدها از اين شيوه براى استثمار همنوع خود نيز استفاده كرد.
٢- دوره توليد خوراك‌ انسان از حالت گردآورى به فكر توليد مى‌افتد و كشاورزى را از اين دوره آغاز مى‌كند كه خودبخود مسأله مالكيت و ذخيره جيره غذايى نيز بوجود مى‌آيد و مادّيات براى انسان ارزش بيشترى پيدا مى‌كند و بهره‌كشى و استثمار و برده‌دارى آغاز شد.
خوى فطرى انسانى، او را به عنوان موجودى اجتماعى به جامعه‌گرايى و اجتماعى شدن سوق مى‌داد. اين ويژگى با مختصه ديگر انسان به عنوان موجودى سخنگو آميخت و از آن پس زبان و خط پديد آمد و انباشتگى تجربيات انسانى و دست‌آوردهاى او را نويد مى‌داد. تمامى اين فرايند به «خلق فرهنگ توسط انسان» انجاميد.
٣- دوره توليد ماشين «٢» در اين دوره تسلط انسان بر طبيعت بيش از پيش مى‌شد و ابزار فنّى و پيشرفته ساخت امّا او اين كارها را از كجا آموخته بود؟
همه اين پيشرفتها ناشى از طبيعت و خلقت جهان منظم است كه انسان‌