تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
ب- سلطه سياسى از آنجا كه انديشههاى منحط مستكبران تنها در سايه غرايز اشباع نشدنى نضج گرفته و از تابش آفتاب وحى بىبهره است از درك حقايق وراى ماده ناتوانند و به چيزى جز بهرهگيرى فزونتر از غرايز نمىانديشند. استيلاى همهجانبه بر ملل ضعيف و محروم، و در اختيار گرفتن منابع حياتى آنان از جمله اهداف پليد و غير انسانى آنان است. آنها در دستيابى به اين هدف شوم، از هر وسيله ممكن سود مىجويند بر همين اساس همواره سلطه سياسى بهعنوان كارآمدترين وسيله، مورد توجّه و استفاده آنها بوده است.
پژوهشگران غرب در سايه بررسيها و تجربههاى چندين ساله آموختهاند كه گزينش افراد با استعداد و ساختن مهرههاى مورد نياز، مطمئنترين راه براى دستيابى به اين سلطه اهريمنى است.
«موريسون» يكى از گردانندگان بنياد راكفلر دراين باره مىگويد:
اگر ما به سرمايهگذارى بيشترى در زمينه تربيت كادرها و آمادهسازى مغزها مبادرت ورزيم، دلارهاى ما بهاهرمى بسيار نيرومند تبديل خواهندشد. «١» در اين ميان نهتنها مراكز آموزشى غربى بلكه بنيادهاى تعليم و تربيت كشورهاى فرودست نيز موردبهرهبردارى قرارمىگيرد. بهاينترتيب سرمايههاى مادى و انسانى جهان سوم براى تربيت مهرههاى دستآموز سلطهجويان غربى بكار گرفته مىشود. «هرار» مدير بنياد راكفر در اين باره چنين مىگويد:
مكانهاى آموزشى مىتوانند به مراكز اصلى تربيت افرادى مبدل شوند كه مقامهاى رهبرى را در تشكيلات حكومتى، صنايع، بازرگانى، آموزش و پرورش و ... در دست گيرند. «٢»