تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
همين قرن به حدّ چشمگيرى رشد كرد. جامعه اروپا كه داراى اقتصادى سنتى و معيشتى بود اينك با ايجاد وسايل پيشرفته، توليدات خود را در زمينه منسوجات و كشاورزى چند برابر كرده بود و چون انبوه محصولات و توليدات در داخل كشور از حدّ كفاف جمعيت داخلى فراتر رفته و انباشت كالا و سرمايه را بوجود مىآورد. مىبايست براى صدور اين كالاها به خارج از كشور فكرى مىكردند.
به همين دليل دولت موظف شد امنيت لازم را براى تجارت خارجى ايجاد كند و تسهيلات لازم را فراهم آورد. انگليس به فكر تصرف سرزمينهاى ديگر و ايجاد مستعمرات افتاد كه اوّلين و مهمترين قربانى اين هدف شوم، شبه قاره هند بود. استعمار در درجه اوّل دو هدف عمده را دنبال مىكرد يكى بدست آوردن مواد اوّليه و نيروى كار ارزان و فراوان دوم پيدا كردن بازار فروش مناسب براى كالاها و محصولات انباشته شده در داخل كشور.
انقلاب صنعتى از كشور انگليس به كشورهاى ديگر نيز سرايت كرد.
آلمان، فرانسه، هلند، بلژيك و آمريكا نيز به جمع كشورهاى صنعتى پيوستند در اين كشورها جريان صنعتى شدن ادامه يافت و منجر به كشورگشايى و ايجاد مستعمرات گوناگون شد، در نتيجه رقابت شديدى براى دستيابى به مستعمرات بيشتر درگرفت. آسيا و آفريقا و آمريكاى لاتين بين جهانخواران استعمارگر تقسيم و غارت منابع و ثروت ملل محروم و مستضعف آغاز شد. اين بار توحش و بربريت غربىها با ابزار و آلات پيشرفتهترى سايههاى سرد خود را بر سراسر جهان افكند و در اين يغماگرى و توحش نيز از هيچ جنايتى فروگذار نكردند.