تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠
... دين اسلام دين دعوت است. اسلام بين نصارى و غير آن منتشر مىشود. مسلمانان چندين مرتبه با اروپا جنگيدند و بمناسبتهاى زيادى اروپا را تسليم خود ساختند ما از مكتبهاى مختلفى وحشت داشتيم ولى پس از دقت فراوان فهميديم كه اين همه ترس ما بىجا است، زيرا ما از يهود، جنس زرد (ژاپن و چين) و خطر كمونيسم مىترسيديم ولى بعد فهميديم كه ترس ما بىجا بوده است زيرا ديديم يهوديان دوست صميمى ما هستند. بنابراين، دشمن آنان، دشمن ماست. سپس ديديم كه بلشويكا (كمونيستها) همپيمان ما گرديدند ولى خطر حقيقى در اساس اسلام است، در نفوذ اسلام در پيروزى و در زندگى آن است. اسلام است كه سدّ حقيقى استعمار اروپاست. «١» هنوز مهمترين و سختترين مانع در مقابل تجاوزطلبى اروپائيان اسلام است و آنان نيز كماكان كينه اسلام را به دل داشته و شكست در جنگهاى صليبى را فراموش نكردهاند. اگر در آنجا از نظر نظامى شكست خوردهاند اكنون در جبههاى ديگر و با روشى ديگر در صدد ريشهكن كردن اسلام مىباشند. چرا كه بقول خودشان اسلام دين دعوت است و براى زندگى برنامه دارد بنابراين براى آنان خطر اصلى محسوب مىشود.
در سالهاى اخير استعمار وارد مرحله جديدى شد كه به «استعمار نو» يا استعمار «نامرئى» معروف است. استعمارگران پس از جنگ جهانى اوّل و دوم و بروز مبارزات استقلالطلبانه كشورهاى مستعمره مانند مصر، الجزاير، اندونزى، ويتنام و بسيارى ديگر از كشورهاى آسيايى و آفريقايى و آمريكاى لاتين به اين فكر افتادند كه بدون حضور فيزيكى و نظامى به استعمار خود ادامه دهند چون اين شيوه هم كم خرج و كم خطر مىباشد