تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

حضرت از نظر مكانى در ناحيه‌اى به دنيا آمد كه تحت استيلاى روميان قرار گرفته بود. روميان و يهوديان بطور كلى در دو قطب مخالف قرار داشتند و ازنظر فرهنگى قابل ادغام نبودند و دائماً در جنگ بسر مى‌بردند.
مشركين سابق اروپايى، پس از قبول آيين مسيحيت، حضرت عيسى را خدايى كه از مريم متولد گرديده محسوب داشتند و با افزودن روح‌القدس به پدر و پسر، اقانيم ثلاثه (تثليث) را بوجود آوردند. «١» آيين يهود كه قبل از مسيحيت وجود داشت اعتقاد به خدا را به صورت قومى و قبيله‌اى درآورد و يهوديان فقط نژاد خود را لايق يكتاپرستى مى‌دانستند، امّا مسيحيت، مذهب خود را امرى همگانى و جهانى اعلام كرد و يكتاپرستى از محدوديت قومى خارج شد، بنابراين دين عيسوى داراى پيامى جهانى شد و بعدها پيروانش به شيوه‌هاى مختلف سعى كردند فرهنگ مسيحيت را در سراسر عالم گسترش دهند.
غربى‌ها از دين تحريف شده مسيحيت براى رسيده به اغراض خود بهره گرفتند و با گسترش اين دين، همواره سعى در سلطه بر ديگران را داشتند. به اعتقاد آنها پس از مصلوب شدن حضرت مسيح، چهار تن از پيروانش بنام «متى‌، مرقس، لوقا و يوحنّا» شرح حال و تعليمات او را بين سالهاى ٣٠ و ٩٠ ميلادى تبليغ نمودند و به اين ترتيب كتاب انجيل به زبان يونانى تدوين يافت. «٢» علاوه بر رسولان چهارگانه (حواريون)، «پولس» را غالباً دومين مؤسس مسيحيت لقب داده‌اند. اقدامات او باعث شد مسيحيت عالم‌گير شود و از اين جهت بزرگترين خدمت را در تحول تمدن غربى انجام دهد.
«پولس» اصل و تبارش يهودى بود. او از اورشليم به عربستان و سپس به‌