تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
فرهنگى، اوضاع و شرايط سياسى، اجتماعى خارجى، بخصوص وضعيت بحرانى كشورهاى استعمارى مىباشد.
وقتى كشورهاى بزرگ صنعتى دچار بحرانهاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى شدند، تنها راه چاره را در انتقال اين بحران به جوامع غيرصنعتى يافتند، به اين صورت كه با تسخير كشورهاى عقب افتاده، علاوه بر تأمين مواد اوليه و كارگر ارزان، با ارسال متخصصان، كارمندان و كالاهاى مصنوعى خود به اين جوامع، مشكل تورم و بيكارى خود را تا حدودى از اين طريق حل كردند. در اين قسمت عمدهترين عوامل خارجى تهاجم فرهنگى را برمىشمريم:
الف- تبليغ عليه تعاليم الهى: دشمنان اديان الهى هميشه سعى مىكنند دين را از صحنه و متن زندگى خارج نموده و آن را به حاشيه برده امرى غير ضرورى جلوه دهند. زيرا دين حقيقى را مانع چپاولگرى و غارت خود مىبينند.
آنان براى رسيدن به اين هدف، تمام امكانات خود را بسيج مىكنند و با تبليغات گسترده و دامنهدار سعى دارند چهره دين را نامطلوب، ناقص، عقبافتاده و در يك كلمه غيرضرورى و بىاهميت نشان دهند.
اگر قوانين و مقررات الهى در بين جامعه سست، تضعيف و تحريف شود، گردنكشان به راحتى مىتوانند به اهداف شوم استكبارى خود دست يابند. به همين دليل سعى مىكنند قوانين الهى را به اشكال مختلف مورد هجوم قرار داده تا بتوانند به امكانات و ذخاير مادى و معنوى كشورها، خاصه مسلمانان چنگ انداخته و زمينه را براى هرگونه تاخت و تاز و تهاجم فراهم نمايند.