تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦

افتد. زيرا همه مردم جهان از تجربه آگاهى و باورهاى درست يكديگر بهره‌مى‌برند و از آزمايش «روشهاى نادرست آزموده شده»، بى‌نياز مى‌شوند.
بر اين اساس بايد از تبادل فرهنگى استقبال كرد. زيرا فرهنگ گرانمايه اسلامى مى‌تواند به يارى ارتباطات، در كمترين زمان ممكن بر دلها و انديشه‌ها چيرگى يابد و سنگرهاى كليدى جهان را فتح كند.
البته بايد توجّه داشت كه نخستين شرط موفقيّت در عرصه تبادل فرهنگى، خود باورى، اعتماد به نفس، شناخت، ايمان به ارزشهاى انسانى و الهىِ فرهنگ خودى است. پيشواى بزرگ انقلاب اسلامى امام خمينى (ره) به اين حقيقت مهم اشاره كرده مى‌فرمايد:
«... به هر صورت آن چيزى كه وظيفه همه مسلمين هست ... اين است كه هشدار بدهند به اين ممالك اسلامى كه ما خودمان فرهنگ غنى داريم.
فرهنگ ما طورى بوده است كه ... صادر شده است به خارج.» «١» آن پير فرزانه در بخش ديگرى از گفتار خويش، حضور فعال در جامعه جهانى و پيگيرى ديپلماسى هوشمند و روشنگرانه را يك ضرورت مى‌داند:
«... ما بايد همان گونه كه صدر اسلام، پيامبر سفير به اين طرف و آن طرف مى‌فرستاد كه روابط درست كند، عمل كنيم ... اين معنا كه با هيچ دولتى نبايد رابطه داشته باشيم، هيچ عقل و هيچ انسانى آن را نمى‌پذيرد.
چون معنايش شكست خوردن و مدفون شدن است.» «٢» از اين رو بايد دستاوردهاى دانش نوين را مورد توجه و استفاده قرار داد و پيام «فرهنگ زندگى بخش وحى» را با بهره‌گيرى از شيوه‌هاى مدرن به جهانيان عرضه داشت.