تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
بىبند و بارى است. زيرا، از نتايج حتمى فساد و بىبند و بارى گسسته شدن پيمانها، روابط، اصول و ارزشهاى انسانى است كه پايههاى مستحكم جامعه را تشكيل مىدهند. به همين جهت، اسلام با فساد، ظلم و تعدّى مخالف است و هيچگونه مسامحه و سهلانگارى را در اين باره جايز نمىداند.
فساد و بىبند و بارى در ابعاد مختلف آن، موجب مىشود كه افراد به صورت بيمارانى ناتوان و بىاراده درآيند. بيمارانى كه در فكر انجام كارهاى مهم نبوده و قدرت تصميمگيرى در جهت مخالف با زورگويان و متجاوزان را ندارند. از همين روست كه استعمارگران و مستكبران، از فساد و بىبند و بارى بهعنوان يك سلاح برنده در جهت اهداف ظالمانه خود بهرهبردارى مىكنند. و به شيوههاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون ملّتها- بويژه جوانان را- مورد توجّه برنامههاى فسادانگيز خود قرار مىدهند. تا نيرو و توان آنان در راه سازندگى خود و كشورشان به كار نيفتد و هيچگاه فكر مخالفت با بيگانگان در ذهن بيمارشان خطور نكند.
در اين صورت است كه زورگويان و سلطهجويان مىتوانند به اهداف خود- كه همانا تسلّط بر اقتصاد، سياست، فرهنگ و بهطور كلى سرنوشت ملّت است- نايل آيند.
با نگاهى كوتاه به نظر محققان و دانشمندان علوم اجتماعى و مانند آن و همچنين آمار و ارقام فساد در دنيا، اين نكته روشن مىشود كه دست استعمارگران و مستكبران در اعمال همه هدفهاى ياد شده ديده مىشود.
با نگاهى به ديده انصاف، درمىيابيم كه منشاء، فساد و انحراف در ابعاد اقتصادى، سياسى، فرهنگى و مانند آن- كه بشريت را در ظلمت و