تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧

در اين ميان مردمى كه تا ديروز تن‌پوش بومى داشتند و خود را به شيوه‌هاى بومى مى‌آراستند، پوشش يورشگران را برمى‌گزينند، خود را چون مهاجمان بيگانه مى‌آرايند، الفاظ آنان را به كار مى‌گيرند و بى‌توجّه به درآمدهايشان، به مصرف هر چه بيشتر كالاهاى ساخت بيگانگان روى مى‌آورند از بخت بد فاجعه غمبار و محنت‌آميز در همين جا پايان نمى‌پذيرد؛ مردم فرودست به اندازه‌اى در پيروى از دشمنان خود پيش مى‌روند كه عدد انگشت‌شمار دانشمندانشان نيز در پژوهشهاى علمى و آفرينشهاى ادبى- هنرى، ديگران را الگوى خويش قرار مى‌دهند.
بدين ترتيب واپسين حلقه زنجير اسارتِ خودباختگان كامل مى‌شود و در كشورى كه انبوه مردم از بدى تغذيه و بيماريهاى ساده رنج مى‌برند، دانشگاهيان كنگره‌اى با عنوان «پزشكى به‌سوى سال ٢٠٠٠» برپا مى‌كنند. «١» و هنرمندان با آثار مسموم خويش جامعه را به فروغلتيدن هر چه بيشتر در دامان بيگانگان تشويق مى‌كنند.
٢- سست‌شدن بنيادهاى اخلاقى و باورهاى دينى: مردم جامعه مورد هجوم در زير بمباران فرهنگى مهاجمان ريشه‌هاى عقب‌ماندگى خويش را نه در دسيسه‌هاى دشمنان، بلكه در باورهاى باصطلاح كهنه و واپسگرايانه خود مى‌پندارند. و در ذهن عليل و تخدير شده اين گروه، پنداشتهاى فرهنگى خودى افيون توده‌ها و سد راه پيشرفت و تعالى آنان تلقى شده و دين و اخلاق، باورى غير علمى، پوچ و كهنه به‌حساب مى‌آيد. در چنين فضايى، اصول انسانى و اخلاقى رنگ مى‌بازد و پايبندى به باورهاى مذهبى نشانى از انحطاط و جمود فكرى جلوه مى‌كند. جامعه از برنامه‌هاى پيامبران، دور و در گرداب پليد باورهاى مادى فرهنگ سلطه‌