تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠
آنچه مستكبران غربى را به شگفتى واداشته و آتش كينهاى هميشگى را در قلبهايشان شعلهور مىسازد، باورهاى اسلامى است كه تا ژرفاى وجود مسلمانان ريشه دوانيده و در مبارزه با ستمگران، تا مرز ايثار و شهادت پيش مىبرد. «ادوارد گيبون» (خاورشناس غربى) درباره اين حقيقت چنين مىنويسد:
چيزى كه تعجب ما را برانگيخته است ثبات اسلام مىباشد، نه انتشار آن؛ زيرا آن معنويت كامل كه در مكه و مدينه بود، همچنان در سينههاى مسلمانان هند، آفريقا و ... نقش بسته است. «١» واقعيت ياد شده فزونخواهان باختر را بر آن مىدارد كه بهعنوان نخستين گام در كشورهاى اسلامى، به سُست كردن اين باورها بپردازند و با مسخ چهره راستين اسلام ساختار اعتقادى و اخلاقى مسلمانان را آماج تيرهاى زهرآگين تبليغات خود قرار دهند. كنكاش در تاريخ نشان مىدهد كه هرگاه پيروان اين آيين آسمانى از باورهاى معنوى خود فاصله گرفتهاند نه تنها از مسير پيشرفت و تعالى بازماندهاند، بلكه شتابان به درههاى انحطاط و ابتذال فروغلتيدهاند.
عقبنشينى اندوهبار اسلام از شمال به جنوب و فروپاشى دولت اسلامى در اندلس و در پى آن، سپرى شدن دوران سيادت مسلمانان حقايق ناگوارى است كه كارايى يورش فرهنگى و ضرورت هشيارى روزافزون جوامع اسلامى را گوشزد مىكند.
٢- مبارزه با اصالتهاى فرهنگى و ارزشهاى انسانى: پژوهشهاى عميق و همهجانبه، انديشمندان و مستشرقان غربى را واداشته است تا اطمينان يابند كه فرهنگهاى بومى براى آنان خطرساز بوده و در دراز مدت