تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
انبياى الهى در برابر انحرافات و كجرويها، جبهه استكبار نيز شكل گرفت و به تهاجم عليه حق و حقيقت پرداخت و اين تهاجم در هر دورانى متفاوت بوده است.
با پيدايش انقلاب اسلامى بعنوان يك قدرت سوم در جهان، اختلافات جزئى بين شرق و غرب كنار گذاشته شد و دو قدرت متحد شدند تا انقلاب اسلامى را در نطفه خفه و از صدور آن جلوگيرى كنند و براين اساس، تهاجمى جديد عليه اسلام آغاز شد. اين بار نوع هجوم، و ماهيت آن با گذشته متفاوت بود.
تاكنون، تهاجم در جهانى خاموش و بدون مقاومت، براى بدست آوردن منافع بيشتر صورت مىگرفت، ولى اكنون منافع استكبار توسط يك قدرت فرهنگى جهانى بنام اسلام در خطر قرار گرفته و نقشههاى تهاجمى در درجه اوّل براى پيشگيرى و جلوگيرى از اين خطر مىباشد و براى اولين بار استكبار جهانى موضعى دفاعى به خود گرفته و شاهد ضربات مهلك از طرف اسلام مىباشد، بنابراين توطئه براندازى آغاز مىشود و اين مركز انفجار نور و فرهنگ اسلامى مورد هجوم همه جانبه قرار مىگيرد.
قبل از هر چيز دو قدرت متخاصم در جنگ سرد، دست در دست هم داده و پيمان دوستى عليه اسلام مىبندند. در آبان سال ١٣٥٧، كارتر و برژنف (رؤساى اسبق آمريكا و شوروى) در جزاير كارائيب گرد هم آمده و پيمان سالت ٢ را تحت عنوان خلع سلاح جهانى (!) امضا كردند، كه در واقع توطئهاى بود عليه بزرگترين قدرت حقيقى و الهى تاريخ، قدرتى كه در ايران در حال شكلگيرى بود و مقدمات يك رستاخيز جهانى را تدارك مىديد. در همين نشست قرار شد كه روسها، افغانستان را اشغال كنند و