تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤

چون با آنها روابط تجارى و بازرگانى بالاترى برقرار مى‌كنند. [جريان سپتامبر سياه (١٩٧٠) كه حسين شاه اردن در قتل عام مبارزان فلسطين از آمريكا كمك گرفت و به تهديد سوريه و مصر پرداخت؛ نمونه‌اى از حضور و دخالت مستقيم استعمار است.] استعمارگران در ابعاد مختلف سعى كردند اسلام و كشورهاى اسلامى را تضعيف كنند. در بعد اقتصادى با حضور شركتهاى چند مليتى به چپاول منابع داخلى پرداخته و همه كشورهاى اسلامى را تك‌محصولى و اكثراً متكى به نفت بارآوردند. و از رشد و توسعه و خودكفايى آنها جلوگيرى كردند.
در بعد سياسى با القائات شيطانى سعى كردند دين را از سياست جدا و عالمان دينى را منزوى كنند و حكومتهاى لائيك بر سر كار آوردند.
(آتاترك در تركيه، پهلوى در ايران)
از نظر فرهنگى وقتى ديدند نمى‌توانند با فرهنگ مسلمانان مبارزه و آن را ساقط كنند، به فكر انحراف فرهنگى افتادند. (حمله از درون) خرافه‌هاى فرهنگى توسط فرقه‌هاى جديدالتاسيس از قبيل خانقاهها، انجمن‌هاى فراماسونرى و بهايى‌ها، وهابى‌ها و ديگر عوامل استعمار سياه، هجوم خود را آغاز كردند و تا حدودى هم توانستند به فرهنگ مسلمانان صدمه زده و ناخالصى‌هايى در آن ايجاد كنند.
شكل‌گيرى نظام دو قطبى‌ نظام سرمايه‌دارى با غارت كشورهاى عقب‌افتاده به پيشرفتهاى اقتصادى و تكنولوژيكى چشم‌گيرى رسيد و از اين تكنولوژى در جهت هر چه عقب‌مانده‌تر نگاهداشتن كشورهاى جهان سوم بهره گرفت. امّا