تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢

پا و دو پايگاه از خود بجاى مى‌گذارد يكى پايگاه اقتصادى كه حافظ سلطه اقتصادى است يعنى بورژوازى دلال مسلك و وابسته به سرمايه استعمارى كه از خود هيچ ندارد و كاملًا مصرفى، تجمل گرا و مقلّد صرف است و ديگرى پايگاه فرهنگى كه براى حفظ تسلط فرهنگى ايدئولوژيكى خود به آن نيازمند است.
ايجاد دو اداره اين پايگاه به عهده نخبگان و برگزيدگان مستعمراتى، گذاشته شده است.
اين مأموران وظيفه دارند فرهنگ بومى منطقه را از بين ببرند و جاى خالى آن را با فرهنگ دلخواه خود پر كنند سپس به گسترش و حراست از آن بپردازند.
اين شبه فرهنگ وارداتى، سراسر تقليدى است، ناشيانه از ادبيات تا نقاشى و مجسمه‌سازى و شهرسازى و تمام حركات و سكنات مردم به سمت تقليد از استعمار سوق داده مى‌شود. نكته جالب و مهم اين است كه استعمارگر، خود نيز به مخرّب بودن فرهنگ اشاعه شده در مستعمره آگاه است و تلاش مى‌كند آن فرهنگ در كشور خودش نفوذ نكند، زيرا در صورت نفوذ، مردم كشور خودش نيز به سوى رخوت و سستى، فساد و تباهى، سقوط و بدبختى سوق داده مى‌شوند.
نمونه‌هاى تاريخى القاء فرهنگ انحرافى بسيار است در بعضى موارد مثل ايران و هندوستان با بيدارى ملتها، توطئه آنها خنثى شد ولى در مواردى مثل كشورهاى آسياى جنوب شرقى و خاور ميانه و آفريقا هنوز هم اين آثار و پايگاههاى اقتصادى و فرهنگى و نظامى استعمار محفوظ است. مالزى و سنگاپور، هنوز دچار اختلاف نژادى مصنوعى حاصل‌