تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
استعمارگران در عمل با مشكل مواجه شدند و كشورهاى مورد هجوم بدلايل مختلف ملّى و مذهبى به مخالفت برخاستند، دشمن متجاوز به فكر چارهجويى براى اين مشكل افتاد. با شيوههاى مردمان نخستين (هجوم مستقيم- تله و حيله همرنگسازى) و با همان سبوعيت ولى با تكنيك پيشرفتهتر، مرحله هجوم مستقيم را به مرحله تلهگذارى توأم كردند.
دراين مرحله استعمار سعى كرد از تلههاى فرهنگى استفادهكند، مجدداً كشيش و كليسا به ميدان آورده شد و براى تخريب افكار ملل، كليساهاى فراوانى تأسيس شد. تا شايد از اين طريق بتوانند ملتها را به دام اندازند و چپاولگرى خود را توجيه نمايند. دين و اخلاق براى اينان معنا نداشت. آنها بجاى خدا، آهن، طلا و نفت را مىپرستيدند و از مبلغان مذهبى هم نه براى ترويج دين بلكه بعنوان پيش قراولان لشكريان بىرحم خود استفاده مىكردند. به همين سبب هر فرد يا گروهى كه مانعى بر سر راه اهداف استعمارى آنان بود، نابود مىشد كه پاتريس لومومبا، رهبر استقلال طلبان در «كنگو» از جمله اين قربانيان بود. «١» تلههاى فرهنگى تحت عناوين كليسا، مؤسسه خيريه، مؤسسه علميه، مدرسه، دانشگاه و بيمارستان براى ممالك تسخير شده در نظر گرفته شد كه همگى وظيفه داشتند ضمن تحقير فرهنگ اصيل جوامع مذكور، برترى كشورهاى استعمارگر را تبليغ كنند، بنا به اعتراف بسيارى از مبشّران مسيحى، آنها بجز كشورهاى اسلامى در اكثر جوامع مورد هجوم با استفاده از همين تلهها به اهداف شوم خود رسيدند.
يكى از مبشّرين غربى بنام «لورنس براون» در اين باره مىگويد: