تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
حاكم را مورد تهديد قرار دهد.
مسيحيت حتى در مدائن كه مركز حكومت وقت ايران بود، از گسترش چشمگيرى برخوردار بود و ملّت ايران كه از جور دستگاه سلطنت ساسانى و خيانت موبدان زرتشتى جان به لب آورده بودند، در سرازيرى سقوط به مسيحيت انحرافى قرار داشتند در اين زمان اسلام به مدد و يارى آنها آمد و علىرغم حضور اديان زرتشت، مسيحيت، بودائى، مانوى، مزدكى در قلوب مردم ايران جاى گرفت و ملت ايران با آغوش باز اسلام را پذيرفته و از آن براى ساليان متمادى محافظت كردند.» با ظهور اسلام عالم مسيحيت كه ادعاى جهانى داشت متوجه شد كه اسلام نيز آيينى است با دعوت جهانى و يگانه مانع اهداف شوم آنها. به همين سبب، درصدد مبارزه تمام عيار براى محو آيين اسلام از صحنه گيتى برآمد. و خشم و كينه خود را در جنگهاى ٢٠٠ ساله معروف به «جنگهاى صليبى» آشكار كرد.
اين جنگ كه به فرمان و حمايت پاپ و كليسا و با قدرت و تجهيزات امپراطورى روم بر مسلمين تحميل شد به بهانه تصرف بيتالمقدس و نجات مسيحيان آغاز شد ولى در پس آن اهداف شومى نهفته بود كه هرگز به آن دست نيافتند و آن براندازى كامل دين اسلام بود.
اگر چه جنگهاى صليبى براى غربيان بدون پيروزى تمام شد امّا اين جنگ اثرات و فوائد غيرمستقيم زيادى براى آنان داشت در اين جنگها اروپائيان با علوم، فرهنگ و تمدن مسلمين آشنا شده و حتّى كتب مختلف اسلامى و يونانى را كه بدست دانشمندان مسلمان تأليف يا ترجمه شده بود با خود به غرب برده به اين وسيله با دنياى علم و فرهنگ آشنا شدند و