تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤

در پى تحقق اين ايده، تحول عظيمى در اروپا رخ داد و سايه‌هاى جهل و تاريكى بر آن سرزمين گسترانيده شد. اين دوران سراسر بدبختى به قرون وسطى شهرت يافت در اين دوره با هرگونه آزادى عقيده مخالفت مى‌شد، هر كشف و اختراع علمى با شرك مساوى بود و مخترعان تكفير و محكوم به اعدام مى‌شدند. انسانهاى بيشمارى به فرمان پاپ و كشيش در آتش سوختند و كتاب و كتابخانه‌سوزى نيز در كنار آن رواج يافت و دانشمندانى چون گاليله به جرم كشف حقايق علمى محاكمه و مجبور به توب تهاجم فرهنگى ٧٥ شكل‌گيرى نظام دو قطبى ص : ٧٤ ه از اعمال خود شدند. «١» در اين ايام كه ظلمت و جمود فكرى در اروپا حاكم بود تمدن عظيم و شكوهمند اسلامى با فرهنگى غنى شكل مى‌گرفت. فرهنگى كه در آن كسب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب تلقى‌شد، مردم درعقيده و مرام خود آزاد بودند و علم و عالم و تعليم، ارزش و احترام فوق‌العاده‌اى داشت.
اروپاييان تشنه قدرت كه در قالب امپراتورى و كليسا عمل مى‌كردند، اينك اسلام را به‌عنوان بزرگترين مانع در جلوى خود مشاهده مى‌كردند كه با پيامى جهانى وارد مبارزه با آنها شده و تمامى كجرويها و انحرافات آنان را كه بنام دين و دولت و بعنوان رابطين بين خدا و بندگانش اجرا مى‌كردند زير سؤال برد. تا قبل از اسلام، مسيحيت تنها تهديد جدّى عليه فرهنگها و نظامهاى حاكم بر سرزمينهاى مختلف محسوب مى‌شد و همه آنها را در خطر اضمحلال قرار بوده بود.
بعنوان نمونه مى‌توان از امپراتورى ساسانى و دين زرتشت در ايران نام برد كه با وجود اديانى مثل بودا، مانى و مزدك، هيچ كدام به اندازه دين مسيحيت نتوانست در اين كشور و هيأت حاكمه وقت نفوذ كرده و فرهنگ‌