تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢

براى خود مى‌خواهد و رحم و شفقت براى انسان بى معناست و در واقع انسانها به صورت طبيعى همواره در حال جنگ با يكديگرند. يكى از طرفداران و شايد مؤسسين اين نظريه «توماس هابس» دانشمند انگليسى قرن هفدهم مى‌باشد كه مى‌گويد:
«به نظر من تمايل عمومى آدميان در درجه اوّل خواهشى است دائم و بى‌آرام كه در جستجو در پى قدرت است و اين ميل فقط با مرگ فرو مى‌نشيند. و علت اين تمايل هميشه آن نيست كه بشر اميدوار است كه به لذّاتى بيش از آنچه از پيش بدان رسيده است، دست يابد، و يا آنكه به يك قدرت متعادل قناعت ورزد. بلكه سبب آن است كه نمى‌تواند يقين داشته باشد كه آن قدرت و افزار زندگى را كه هم اكنون در دسترس خود دارد بدون تحصيل قدرت بيشتر، براى خويشتن محفوظ خواهد داشت.» «١» دانشمند ديگر «ژان ژاك روسو» برخلاف هابس، معتقد به پاكى سرشت انسان است او معتقد است كه انسان از مادر پاك متولد مى‌شود ولى اجتماع او را به انحراف و كجروى وا مى‌دارد وى در كتاب «اعترافات» خود چنين مى‌گويد:
«اگر مى‌توانستم يك چهارم آنچه‌را كه احساس كرده‌بودم بر روى كاغذ بياورم، با چه صراحتى مى‌توانستم همه تضادهاى نظام اجتماعيمان را بيان كنم! با چه ق تهاجم فرهنگى ٦٤ بخش سوم: مسيحيت و تهاجم فرهنگى غرب ص : ٦١ درتى مى‌توانستم ناهنجاريهاى نهادهايمان را فاش سازم! و چه راحت مى‌توانستم ثابت كنم كه انسان طبيعتاً موجود خوبى است و فقط نهادهاى اجتماعى است كه او را به صورت موجودى تبهكار در مى‌آرود.» «٢» حال جواب اين سؤال را از زبان قرآن مجيد جويا شويم. قرآن مجيد مى‌فرمايد: