تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
چشمگيرى را براى اخراج بيگانگان از سرزمين خود آغاز كردند.
د- شكست شيوه استعمار مستقيم: كشورهاى سرمايهدارى غرب براى حل مشكلات داخلى خود با تظاهر به خدمت به بشريت و با استفاده از تسليحات و نيروهاى نظامى پيشرفته خود، دخالت در امور داخلى ملل مختلف جهان را آغاز كردند و بطور مستقيم در اين كشورها حضور فيزيكى يافتند. آنها حتّى حكّام و فرمانروايان جوامع مورد اشغال را از نيروهاى زبده و مورد نظر خود انتخاب مىكردند. يكى از قربانيان اوّليه و اصلى اين تجاوز مستقيم كشور «هند» است كه استعمار پير «انگليس» ضمن تسلط بر تمامى شؤونات اجتماعى، سياسى اين كشور سالها به غارت منابع آن مشغول بود.
تا مدّت زيادى از طريق اشغال مستقيم، نيازهاى كشورهاى صنعتى برآورده مىشد امّا پس از قيام ملّتها عليه «استعمار»، ادامه اين روند براى استعمارگران بسيار گران تمام شد و علاوه بر به خطر افتادن نيروهاى اشغالگر و بالا رفتن هزينه ادامه اشغال، بحران داخلى نيز مجدداً عود كرد و صنايع و كارخانجات را در ورطه سقوط قرار داد، بازارهاى مصرف يكى پس از ديگرى در حال سقوط بود و مواد اوّليه تأمين نمىشد. وجود كارمندان و متخصصان خارجى در كشورهاى استقلال يافته پذيرفته نمىشد و آنها ناچار به عقبنشينى به كشور خود بودند كه خود بخود به مسأله بيكارى و عدم اشتغال دامن مىزد.
بطور كلى كشورهاى سرمايهدارى در اين مرحله نيز با بحران مهمى مواجه شدند كه باز هم درصدد يافتن راههايى براى انتقال اين بحران جديد، به كشورهاى توسعه نيافته برآمدند.