تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣

«استعمار» به‌معناى علمى از اينجا آغاز شد.
استعمار براى دست‌يابى به مقاصد فوق از حربه تهاجم فرهنگى استفاده كرد. و با اين شعار كه كشورهاى پيشرفته و صنعتى، «ملل متمدن، و جوامع غيرصنعتى» ملل وحشى، هستند، و اينكه كشورهاى متمدن وظيفه «تعمير» و «آبادانى» كشورهاى عقب مانده را بعهده دارند، اذهان عمومى را براى هجوم و اشغال نظامى آماده كردند و سپس دست به تجاوز عليه كشورهاى غير صنعتى زدند.
بسيارى از كشورها فريب اين شعارها را خورده و باور كردند كه آنها واقعاً براى نجات انسان‌هاى عقب‌مانده تلاش مى‌كنند. بخصوص وقتى ديدند، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمين اقدام به تأسيس امكانات رفاهى از قبيل جاده، راه‌آهن و غيره مى‌كند، بر اعتمادشان افزوده شد. غافل از اينكه اين اقدامات براى سهولت در امر غارت مواد اوليه و منابع ارزشمند نهفته در آن سرزمين بود.
كشورهاى استعمارى موفق شدند كه با استفاده از تهاجم به فرهنگ ملل مختلف حضور همه‌جانبه‌اى در كشورهاى توسعه نيافته پيدا كنند و همزمان با غارت منابع اقتصادى به تحقير فرهنگى اين جوامع از داخل بپردازند؛ به‌طورى‌كه به ملّتها تلقين كنند كه بدون كمك كشورهاى صنعتى ادامه حيات و دسترسى به صنايع پيشرفته محال مى‌باشد. امّا اين وضع چندان طول نكشيد و بالاخره برخى ملّتها بيدار و متوجّه شدند كه حضور استعمار چيزى جز فقر و فلاكت براى آنها بجاى نمى‌گذارد، براين اساس ملتهاى آسيايى، آفريقايى و آمريكاى لاتين كه سالها در زير يوغ استعمار مورد استثمار واقع شده بودند به فكر استقلال افتاده و مبارزات‌