تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
ج- رشد صنعت و تكنولوژى: از زمانى كه كشورهاى اروپايى از سلطه جو خفقان قرون وسطايى نجات يافتند، تحول چشمگيرى در زمينه علوم و صنايع بدست آوردند، اين پيشرفت فنى و تكنولوژيكى اگر چه در بسيارى از زمينهها به خدمت بشريت شتافت؛ امّا بعلت فقدان روحيه الهى و معنوى و انسان دوستانه، صاحبان اين تكنولوژى، خسارات جبران ناپذيرى را نيز براى بشريت به بار آوردند. كشورهاى صنعتى، سلاحهاى مرگبار و مخرّب ناشى از تكنولوژى جديد را به خدمت حس نژادپرستى قديمى خود گرفته و در سطح گستردهترى دست به تهاجم زدند.
پيدايش ماشينهاى صنعتى تحول عظيمى در جوامع بشرى ايجادكرد، همان كسانى كه براى تهيه نان شب، دچار مشكل بودند، آنهايى كه براى توليد نخ وپارچه مىبايست هفتهها و ماهها روى دوك نخريسى تلاشكنند تا شايد چند متر پارچه ببافند، بعد از انقلاب صنعتى به مدد وسايل پيشرفته، به كالاهاى فراوانى دست يافتند تا جايى كه جمعيت آنها قادر به مصرف آن همه كالاى انباشته شده نبود و حتى توليد فراوان براى آنان مشكلات عديدهاى ايجاد كرد. از جمله اين مشكلات موارد زير را مىتوان برشمرد:
١- مشكل كالاهاى مازاد بر مصرف و باقى مانده در انبارها.
٢- كمبود مواد اوليه مورد نياز كارخانهها و صنايع.
٣- مواجهه با مشكل بيكارى بدلايل جايگزينى ماشين به جاى انسان.
٤- نياز به بازارهاى مصرف جهانى دائمى و مقرون به صرفه.
اين موارد، بلافاصله پس از انقلاب صنعتى گريبانگير كشورهاى صنعتى شد و آنها را به ورشكستگى نزديك كرد. در نهايت چاره مشكل را در انتقال اين بحران به كشورهاى غيرصنعتى ديدند و در واقع