تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
خطرات به ملل شرق رو مىآورند تا از امكانات و پيشرفتهاى آنان بهره ببرند. آنها نه تنها از نظر علمى و صنعتى نسبت به شرق برترى نداشتند بلكه محتاج علوم و صنايع خاور زمين نيز بودند.
با بروز انقلاب صنعتى در غرب (اواسط قرن هيجدهم) علاوه بر توليد و انباشت چشم گير كالا بر كيفيت و لطافت آن نيز افزوده شد. و اين فراوانى كالا به حدّى رسيد كه جمعيت داخلى قادر به مصرف آن نبود (اشباع بازار داخلى).
مشكل مصرف از يك طرف و مشكل تهيه مواد اوّليه مورد نياز براى توليد هر چه بيشتر كالا از طرف ديگر باعث شد كه كشورهاى صنعتى به جوامع عقب مانده و غيرصنعتى روى آورده تا علاوه بر غارت منابع و مواد معدنى موجود در آن سرزمين و استثمار كارگران و افراد بومى، كالاهاى ساختهشده و مصرفى خود را بر بازارهاى اين جوامع تحميل نمايند.
اين عمل مستلزم اين بود كه كشورهاى جهان سوم، همواره محتاج استعمارگران و كشورهاى صنعتى باقى بمانند.
براى اجراى اين نقشه سعى كردند بر توليدات داخلى اين كشورها ضربه وارد كنند و معادن آنها را به غارت ببرند و كشورها را «تك محصولى» قرار دهند. امروزه كشورهاى اسلامى و بسيارى از كشورهاى غير صنعتى نيز به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستند.
بيشتر كشورهاى اسلامى به درآمدهاى نفتى خود وابسته هستند و تازه آن را بايد به كشورهاى صنعتى و استعمارگر بفروشند و اگر چنانچه به حكومتى كه مورد دلخواه آنها نباشد فشار وارد كنند و با تحريم اقتصادى و منع خريد نفت از آن حكومت او را بزانو مىآورند.