تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
امر تهاجم و استعمار، به جوامع ديگر تحميل شده و برخى ديگر، مختص ساختار داخلى جوامع «مورد هجوم» مىباشد. برخى از مهمترين اين ويژگيها كه به عنوان زمينههاى داخلى تهاجم فرهنگى نيز مطرح مىباشند عبارتند از:
الف- بى توجهى نسبت به فرهنگ خودى: هر يك از جوامع انسانى، فرهنگ خاص خود را دارند، كه طى ساليان متمادى در اثر خاطرات تلخ و شيرين در تاريخ سرزمين آنها شكل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمين درآمده است كه از آن به «فرهنگ خودى» تعبير مىشود.
تا زمانى كه فرهنگ خودى به حيات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تازههاى فرهنگ وارداتى را داشته باشد هيچگونه آسيبى نخواهد ديد.
ولى اگر فرهنگ خودى، پويايى و جذابيّت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضيات زمان را نداشته باشد، فرهنگ بيگانه براحتى مىتواند جايگاه خود را پيدا كند و فرهنگ خودى را به انحطاط و فراموشى سپارد.
از همين روست كه همه اديان الهى بويژه دين مبين اسلام سعادت جامعه بشرى را با احياء و احترام به اصول انسانى و معنوى مىداند و همواره هشدار مىدهد كه براى حفظ ارزشهاى انسانى در جامعه همه بايد كوشا باشند.
در اسلام عنصر مهم «امر به معروف و نهى از منكر» يكى از مصاديق بارزى است كه به صورت يك موتور نيرو بخش عمل كرده و به فرهنگ جامعه، پويايى و حيات مستمر مىبخشد عمل به اين فريضه الهى، از غفلت و بى توجهى نسبت به فرهنگ غنى اسلامى جلوگيرى مىنمايد. و ترك آن، سلطه فرهنگى بيگانگان بر جامعه اسلامى را به دنبال خواهد داشت، از اين رو در دين اسلام به اجراى آن تأكيد فراوانى شده است.