تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥

پرورشى از آمادگى ويژه‌اى برخوردارند. به‌گونه‌اى كه آثار پيامهاى دريافت شده در روزگار خردسالى تا پايان زندگى در رفتار و كردار آنان باقى مى‌ماند.
باتوجّه بدين حقيقت بزرگ دست‌اندركاران مسائل فرهنگى بايداز فرصت طلايى خردسالى سود برند و به يارى هنر، ورزش و انواع سرگرميها ارزشهاى والاى اسلامى را در ژرفاى وجودِ فرزندان اسلام جاى دهند.
البتّه روزگار نوجوانى و جوانى نيز ويژگيهاى خود را داراست و دولت اسلامى بايد با برنامه‌هاى مناسب و استفاده از كارشناسان مؤمن، اين دو قشر را از كژروى بازدارند و به سوى نيكبختى و سعادت هدايت كنند.
نكته‌اى كه در اين نوشتار بايد يادآورى شود آن است كه چنانچه بر انديشمندان پوشيده نيست همه باورها را بر دوش دست‌اندر كاران و دولتمردان نهادن و تنها ديگران را مسؤول شناختن، شيوه خردمندان نيست. زيرا بى‌ترديد همه در برابر آفريدگار مسؤولند و بايد هر كس به فراخور حال خويش با سازماندهى واحد پرورشى ويژه و به‌كارگيرى شيوه‌هاى گيرا، كودكان، نوجوانان و جوانان را چون گوهرى گرانبها زير نظر بگيرد و از دستبرد دزدان چراغ به دست غرب حفظ كند.
٤- زدودن فقر اقتصادى‌ تنگدستى را شايد بتوان از پليدترين پديده‌هاى جامعه به شمار آورد.
حقيقت ناگوارى كه پيشوايان دين آن را به كفر نزديك دانسته‌اند «١» و دانشمندان از آن به عاملى براى آغاز انحراف و بزهكارى ياد كرده‌اند. «٢» بى‌ترديد بسيارى از ناهنجاريهاى اجتماعى چون سرقت، ولگردى، گدايى، خودفروشى و ... به‌علّت تنگدستى و بى‌چيزى به وجود مى‌آيد.
نگاهى گذرا به بزهكاران و ساكنان ندامتگاهها، ما را بدين حقيقت دردآور