تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٧
بىدرد، ايجاد نموده و از غفلت و ناآگاهى طبقات مختلف مردم- كه موجب جدايى از بنيانهاى فكرى و فرهنگى بومى- مىشود، استفاده مىنمايند. آنان با تشديد و ترويج اين گسستگى فكرى، ملتها را به «استحاله فرهنگى» و غرق شدن در دامهاى گسترده خود- كه فراروى شيفتگان تجدّد و تمدن و پيشرفت (!) پهن نمودهاند- گرفتار مىسازند.
ورود اين كالا علاوه بر اينكه بار فرهنگى ويژهاى را همراه دارد، از به جريان افتادن انديشه و سرمايههاى اين كشورها در راههاى سازندگى پيشگيرى مىكند. مردمى كه در معرض وزش تندباد صادرات كالاهاى مصرفى غرب قرار گيرند، از يك سو با وجود انبوه كالاهاى مصرفى ارزان، انگيزه توليد در داخل كشور را از دست مىدهند؛ و از سوى ديگر با فرورفتن در منجلاب فسادانگيز رفاه كاذب- كه هديه مسموم اهريمنان ديوسيرت غرب است- از تفكر در آرمانهاى ملّى- مذهبى و خطركردن در راه آن باز مىمانند.
پيشواى خردمند جمهورى اسلامى ايران، در بخشى از گفتار حكيمانه خود با آگاهى از پيامدهاى ناگوار مصرف زدگى و تجمّل گرايى، مردم را از آلوده شدن به اين عادتهاى ناپسند برحذر داشته و هشدار مىدهد كه:
مبادا چنانكه در افراد سطحى و غافل ديده شده است، نسل انقلابى و زنان مؤمن دوباره روى به مصرف و تجملهاى پوچ و گرايشهاى غير انقلابى بياورند. «١»