تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
جوان قشرى است كه مىتواند اقتصاد ما را اداره كند. قشر جوان مىتواند خود را در مقابل هجمات فرهنگى، نظامى و سياسى مجهز كند.
اين جوان در حالى كه جوانيش ارزشمند است، افكارش آن قدر عميق نيست كه توطئهها را تا آخر بتواند بخواند. خيال مىكند كه خوب، حالا، دلمان مىخواهد كه ترياك و يا هروئين بكشيم. اين يك نقشهاى است كه ... براى فلج كردن جوانهاى ماست. يك آدم هروئينى نمىتواند در سياست فكر كند. نمىتواند در اقتصاد عمل كند. اگر يك گرفتارى پيش بيايد، نمىتواند در جنگ شركت كند. «١» ٦- كالاهاى صادراتى سودجويان غرب همه اهرمهاى ممكن را در راه برقرارى سلطه همهجانبه و چيرگى سياسى و اقتصادى خود به كار مىگيرند. و كشورهاى تحت سلطه را حتّى در گزينش كالاهاى وارداتى، آزاد نمىگذارند. اينان از فقر مادى و نيازمنديهاى علمى، صنعتى و تكنولوژيكى كشورهاى جهان سوم استفاده كرده و با ترفندهاى گوناگون، زمينه ورود فرهنگ خويش را فراهم ساخته و با دستهاى پنهان و آشكار خويش، به چپاول منابع ارزنده آنان مىپردازند.
در اين شيوه ضد انسانى، باور كردن كالاهاى مصرفى لوكس- كه استفاده از آنها فرهنگ خاصى مىطلبد- مانند لوازم آرايش، لباسهاى بدننما با مدلهاى تحريك كننده و مانند آن، خودروهاى سوارى پرزرق و برق و ... به كشورهاى غارت زده، و با تبليغات وسيع خويش، تجمّلگرايى و مصرفزدگى و روحيه اشرافيگرى را در بين سران كشورها و طبقه مرفّه