تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦

ما، الگوى مصرف گرايى است. چرا كه براى تسلط بر كشور، چاره‌اى جز وابستگى اقتصادى جامعه به خارج نيست. و چون حيات جامعه به كالاهاى خارجى وابسته گرديد، با ورود كالا از خارج، فرهنگ غرب نيز همراه آن وارد خواهد شد. و در نتيجه منابع كشور هم به غارت خواهد رفت. از اين رو شاهد بوديم كه در رژيم پهلوى، تبليغات وسيعى جهت تغيير الگوى مصرف و رواج فرهنگ مصرفى صورت مى‌گرفت و با ايجاد نيازهاى كاذب در مردم، آنان را به استفاده از كالاها و اجناسى كه چندان ضرورتى نداشتند عادت داده و در ايشان نيازهاى كاذب به وجود مى‌آورند. به‌عنوان مثال ناگهان شايع شد كه فلان نوشابه چنين و چنان است و لذا ملّت مظلوم بايد نفت- اين سرمايه با ارزش- را در اختيار سلطه‌گران قرار دهد، تا آدامس بادكنكى، پپسى و سيگار خريدارى كند. «١» ٣- جدايى جوانان از اعتقادات دينى‌ جوانان سازندگان كشورند و اگر خوب تربيت شوند و باورهاى دينى را در قلب پاك خويش بپرورانند، هاديان جامعه‌اند. شور و نشاط جوانان وقتى با فرهنگ پاك و پوياى اسلام عجين شد، آنگاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره‌مند خواهند گرديد. دشمنان اسلام اين نكته را خوب مى‌دانند؛ از اين رو، «باورهاى اسلامى» در نوك پيكان يورش آنان است و مى‌كوشند از هر طريق اعتقادات مذهبى را در وجود جوانان سست و كم‌رنگ كنند تا به خود برسند؛ زيرا با وجود فرهنگ اسلامى- كه با فطرت (بخصوص فطرت بى‌آلايش جوانان) سازگار است- جاى هيچ نفوذى براى فرهنگ بيگانه نيست.
رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيةاللَّه خامنه‌اى از اين توطئه‌