تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤

دست داده و به صورت زائده و فرعى از كشور استعمارگر درآيند؛ آن هم زائده و فرعى كه اصول تفكّر و فرهنگ اصل [استعمارگر] را به‌صورت بهترين ارمغان و يا حتّى به شكل وحى منزل آسمانى پذيرا شده و آن را معلم مطلق فرهنگ، دانش، اخلاق و همه چيز خود مى‌داند. كوتاه سخن اينكه به برترى بى چون و چراى فرهنگ، دانش، آداب و ... آن اعتراف نمايد.» «١» بر همين اساس است كه استعمار با ارائه الگوهايى براى افراد جوامع، در جهت وابستگى فرهنگى آنان مى‌كوشد و فرهنگ خود را بگونه‌اى القا مى‌كند كه ملل استعمار شده فرهنگ اصيل خويش را رها كرده و مجذوب فرهنگ او شوند. از اين جهت، كشور ما نيز مد نظر و مورد توجه استعمارگران كهنه‌كار و هزار چهره بوده و هست. حضرت امام خمينى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:
از جمله نقشه‌ها، كه مع‌الأسف تأثير بزرگى در كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حدّ زيادى به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاى استعمار زده از خويش و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است؛ به‌طورى كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق- دو قطب قدرتمند را- نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله‌گاه عالم دانستند و وابستگى به يكى از دو قطب را از فرايض غير قابل اجتناب معرفى كردند. «٢» آرى اينكه مدهاى فصل به فصل لباس و كفش و كلاه و آرايش، شكلهاى مختلف دكوراسيون و تزئين منازل، ويلاها و باغها و گلخانه‌ها و مدلهاى پيشرفته لوكس و گران‌قيمت اتومبيلهاى غربى براى كشورهاى زير سلطه، اين‌گونه جذّاب و فريبنده است به اين علت است كه فرهنگ غرب‌