تهاجم فرهنگى

تهاجم فرهنگى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠

رضا خانى براى استحاله فرهنگى از آنها بهره جست.
با سقوط رضاخان و روى كارآمدن فرزند فاسد او همان دستورالعمل‌هاى ديكته شده قبلى، با شيوه‌هاى پيچيده و متفاوت‌تر از قبل به مورد مورد اجرا درآمد. عوامل استكبار اين بار از سياست نرمش با مخالفان همراه با غير عقلائى جلوه دادن ارزشهاى ملى و اسلامى بهره جسته و برطبق فرهنگ تحميلى و وارداتى به گشايش و گسترش تفريحگاهها، روزنامه‌ها، مجله‌ها، راديو و تلويزيون، مدارس، دانشگاهها، كاباره‌ها، دانسينگ‌ها و ساير مراكز تأثيرگذارى سوء پرداختند. اين بار احساس خطر به حدى بود كه مقاومت، بيدارى و خيزش مردم مسلمان ايران را موجب گشت و نهايت منجر به سرنگونى و فروپاشى حكومت پهلوى شد.
استكبار جهانى پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران نيز به علت از دست دادن منافع خود و به هدف از بين بردن آرمانهاى اسلامى و نيروهاى انقلابى، از شيوه‌هاى مختلفى چون: محاصره اقتصادى، سياسى، نظامى و انواع شيوه‌هاى فشار و ارعاب ديگر ... استفاده كرد و چون هيچ يك از اين راهها نتوانست او را در رسيدن به اهداف پليدش يارى كند، تهاجم فرهنگى را به‌عنوان تنها راه باقى مانده و كارساز در دستور كار خود قرار داد.
دشمن در طول سالهاى پرالتهاب جنگ تحميلى، به علت شور و هيجان موجود جو معنوى حاكم بر جامعه كه در پرتو فداكاريها و حماسه‌آفرينى‌هاى رزمندگان جان بر كف اسلام به وجود آمده بود، در اين زمينه نيز همانند جبهه نظامى توفيقى نداشت. پس از گذشت چند سال از پيروزى انقلاب- به‌ويژه پس از فروكش كردن بحران جنگ- بار