عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٩٦ - ٢ مقاومت و پايدارى
در فرهنگ عاشورا و زيارت عاشورا،دو عنصر اساسى و حياتى هماره به چشم مىخورد؛تولّى و تبرّى.موالات ولى و برائت از دشمنان دو ركن و پايۀ اساسى در فرهنگ عاشورايند.وقتى در زيارتنامه مىخوانيم: اِنّىٖ سِلْمٌ لِمَنْ سٰالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حٰارَبَكُمْ الىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَة و در پايان از«ثبات قدم صدق»سخن مىگوييم،به معناى آن است كه اين راه،دوستى و ثبات قدم بر دوستى مىطلبد.در اين راه نبايد از تيغ و خطر و دشوارى هراسيد و بايد با همۀ هستى پذيراى سختى و دشوارى شد؛به قول حافظ:
اى كه از كوچۀ معشوقۀ ما مىگذرى
برحذر باش كه سر مىشكند ديوارش
آزادگان مىدانستند به پاس عشقورزى به اباعبداللّه بايد همهچيز را به جان بپذيرند و سستى و ترديد روا ندارند.در اردوگاهها با شروع تاسوعا و عاشورا،عراقىها سعى مىكردند به هر نحو كه شده از عزادارى آزادگان جلوگيرى كنند.با اينهمه،از آغاز محرم مراسم عزادارى برپا مىشد و هيچ عامل بازدارندهاى توان تعطيلى آن را نداشت.نمونهاى كه در پى مىآيد،نشان همين خلوص و پايدارى است:
اولين شب محرّم فرارسيد و با هماهنگىهايى كه از پيش بين مسؤولان تبليغات آسايشگاهها صورت گرفته بود،عزادارى شروع شد و نحوۀ اجراى مراسم هم به اين شكل بود كه همۀ آسايشگاهها در ساعت معيّنى،دورتادور، هركس سر جاى خودش بنشيند و سينهزنى كنيم و هرگاه سرباز عراقى آمد، همگى با هم بدون برهم زدن حالت خود،اين حديث معروف پيغمبر(ص) را با آهنگ خاص خودش تكرار كنيم كه:
قال رسولاللّه نور عينى حسين منّى أنا من حسينى