عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٩٠ - ١ برپايى مراسم سوگوارى
كردن آزادگان،تحت عنوان پيشگيرى از كُزاز اقدام به واكسن زدن اسرا مىكردند كه بهنام آمپول و واكسن ضدعاشورا در اردوگاهها معروف شده بود. [١]
همچنين نوجوانان اسير را على اصغر و پيران را حبيب بن مظاهر مىناميدند. [٢]اين ويژگىها و نامها امتداد فرهنگ جبهه در دوران اسارت بود.
آزادگان هرچند دچار سختترين شكنجهها،شاهد شهادت ياران در زير ضربات كابل و شلاّق و در نهايتِ محدوديت و فشار بودند،امّا از برپايى مراسم سوگوارى بهويژه در ايّام محرّم پروا نداشتند.نمونههايى از اين شوق و شور و شيدايى را از خاطرات آنان بازمىخوانيم:
با فرارسيدن ماه محرّم،مسؤولان اردوگاه طىّ مراجعات مكرّر اظهار داشتند كه در كشور عراق عزادارى براى امام حسين(ع) ممنوع است و شما نيز مىبايست از قانون اين مملكت تبعيّت كنيد،امّا دل آزادهها كه از عشق به سرور شهيدان لبريز بود و در اين خصوص هيچ قانونى را نمىشناخت،در شب عاشورا با صداى«يا حسين مظلوم»،«اللّه اكبر»و«صدام كافر»فضاى اردوگاه را پُر ساخت.طبق معمول،گروه ضربت و فرمانده اردوگاه با سربازانش جهت تنبيه هجوم آوردند و همۀ برادران را تحت شكنجه و ضرب و شتم قرار دادند.ما نيز جهت تسكين دردهايمان دست به دعا برداشتيم.
چون انجام دعا پس از آنهمه آزار و اذيّت براى آنها بسيار گران تمام شده بود،سعى كردند به صورتهاى ديگرى تلافى آن را دربياورند.فرداى آن روز كه به عنوان بيمار به بهدارى مراجعه كردم،دكتر در نسخۀ پزشكى من نوشت:
سه ضربه شلاق! [٣]
[١]
[٢]
[٣]