عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٣٥ - ٣ حجّت كامل
نمىتوان صحنه را رها كرد و مسؤوليت را ناديده گرفت.كربلا نشان داد كه داغديدگى و اسارت نيز سلب مسؤوليت نمىكند.در زنجير هم بايد خروشيد.در تنهايى بايد فرياد زد و در همهگاه و همهحال نبايد«راه»را رها كرد و نيمهتمام گذاشت.امتداد خون،پيام است و اكمال شهادت،پيامگزارى، روشنگرى،رسواسازى ستمگر و نشاندادن چهرۀ مظلوم حقيقت است.
در هشت سال دفاع مقدّس و پس از آن،اين جلوۀ حجّتنمايى عاشورايى،در جبهه،پشت جبهه و در اسارت كاملاً پيدا است.خانوادههاى عاشوراشناس حتّى پس از شهادت فرزند،فرزند ديگر را به جبهه مىفرستند؛درست همچون ابوالفضل العبّاس كه سه برادرش،عبداللّه،جعفر و عثمان را يكى بعد از ديگرى به ميدان فرستاد.
خانوادهها كودكان شيرخوار خود را كه در حملات موشك و توپ و بمباران به شهادت مىرسند،اصغر مىبينند،آوارگى را به جان مىخرند،پير و جوان به جبهه مىآيند،حتّى زنان گاه در صحنۀ نبرد حضور دارند و به شهادت مىرسند و اسيران دربند (آزادگان عزيز) پيام مىدهند،رسوا مىكنند و صبورانه شكنجه و درد و غربت را تحمّل مىكنند.
شايد اين فقره از زيارت اربعين رساترين وصف از كربلا و شهادت اباعبداللّه(ع) و يارانش باشد:
وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيٖكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبٰادَكَ مِنَ الْجَهٰالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلاٰلَة
و [حسين(ع)] جانش را فداى تو كرد تا بندگانت را از جهالت و نادانى و سردرگمى و گمراهى رهايى بخشد.
كربلا پايانبخش سردرگمى و بلاتكليفى است.تكليف همه پس از كربلا معلوم است.هركس در هركجا،در هر موقعيت و در هر شرايطى باشد،از