عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٨٣ - ٤ صفا،اخلاص و شور عاشورايى
و سالم است،زيرا چهرهاش آرامتر از هميشه و طراوت از گونههايش پيدا بود، امّا بدون اين كه حرفى بزند و تعارفى كند داخل سنگر شد و من هم به دنبال او رفتم،ولى مشاهده كردم كه دستش را روى قلبش گذاشته و كمى بعد ديدم دهانش پر از خون است و خون از آن بيرون ريخت....آرى،تركش به قلبش اصابت كرده بود.
خودش را به طرف روزنامهاى كه در سنگر افتاده بود،كشاند.من هم دويدم كه آمبولانس را حاضر كنم.وقتى برگشتم ديدم كه دستش را روى قلبش مىگذارد و برمىدارد و روى روزنامه چيزى مىنويسد...[بعد] نگاهم به آن روزنامه افتاد و نوشتۀ خونينش را خواندم كه با خون قلبش نوشته بود:
«السّلام عليك يا اباعبداللّه»و در حالى كه گل خنده بر چهرهاش بود،به ديدار معبود شتافت. [١]
اين عشقورزىها،اين خالصانهزيستن با امام حسين(ع) و درك و معرفت عاشورايى،نسيمى بود كه خداوند در همۀ جبههها وزانده و چنين سالكان عاشقى را ساخته و پرورده بود.
«حماسه»محصول توانايى است و هيچ چيز چون ايمان توانايى نمىآفريند.
ايمان به درستى راه،داشتن پشتوانه و اين كه در نهايت بىكسى و بىچيزى، كسى هست كه راه را بگشايد،بنبستها را بشكند و ياريگر انسان باشد، گرمابخش،توانافزا و پيروزىآفرين است.كربلا به دليل اين كه جز«خدا» هيچ ندارد و كانون عشق و خلوص و صفا و زلالترين حادثۀ تاريخ اسلام است،بهترين الگو و بزرگترين پشتوانۀ رزمندگان جبههها بود.با نام كربلا چه شورها و سماعهاى عاشقانه كه در لحظههاى آتش و خون برپا نمىشد.نام
[١]