عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٨٠ - ٤ صفا،اخلاص و شور عاشورايى
وقتى غروب تاسوعا،لشكر عمر سعد-پس از آمدن شمر بن-ذىالجوشن به كربلا-آهنگ جنگ كرد،امام حسين(ع) ابوالفضل العبّاس را براى گفتوگو با دشمن فرستاد و فرمود به آنان بگو بازگردند،امشب را مهلت بگير و جنگ را به فردا موكول كن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازيم،زيرا:
اِنّىٖ أُحِبُّ الصَّلاٰةَ وَ تَلاٰوَةَ كِتٰابِهِ وَ كَثْرَةَ الدُّعٰاءِ وَ الاِسْتِغْفٰار [١]
من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا بسيار شيفته و دلبستهام.
شبهاى عمليّات شبيه شب عاشورا بود؛شوق و شور و شعف آميخته با اشك و استغاثه،زمزمه و نجوا،نماز و نيايش،فضا را لبريز معنويت و روشنى مىساخت.رزمندگان همديگر را در آغوش مىگرفتند،به همديگر وصيّت مىكردند و از آنان كه سيمايى درخشان داشتند و شهادت در نگاه و حالاتشان تموّج داشت،تقاضاى شفاعت مىكردند.يكى از رزمندگان در وصف لحظههاى شروع عمليّات مىنويسد:
بچّهها زيرلب زمزمه مىكردند و خدا را مىخواندند.ناخودآگاه به ياد كربلا افتادم.با خودم زمزمه كردم:حسينجان! مىبينى يارانت چه عشقى در پوييدن راه تو دارند،اگر در كربلا امّتى براى دفاع از تو نبود،امروز صداى يا حسين اين عزيزان را مىشنوى؟ اينها به انقلاب تو زندهاند و تشنۀ شهادت در راه تو هستند. [٢]
اين شور و شيفتگى به امام حسين(ع)،گرمابخش و حركتآفرين و پيروزىآور بود.رزمندگان با ترنّم نام«حسين»،در صحنههاى نبرد پيش مىرفتند و با همين زمزمۀ متبرّك شهيد مىشدند.
[١]
[٢]