عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج3) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ٢٨٧
مسعودى در بارۀ ورود نيروهاى اميرالمؤمنين(ع)به بصره از قول منذر بن جارود آورده است كه نخست،گروهى به استعداد هزار نفر وارد شدند كه در پيشاپيش آنها شخصى سفيدپوش-كه بر اسب خاكسترى رنگ سوار و شمشير حمايل كرده بود و پرچمى به دست داشت-حركت مىكرد و نيروها نيز پوشيده از آهن و سلاح بودند.پرسيدم اين كيست؟ گفتند:ابوايّوب انصارى و نيروها نيز از انصار و غير آنها هستند.
پشت سر آنها سوارى آشكار شد كه عمّامهاى زرد و لباسى سپيد داشت؛ شمشير حمايل كرده و كمان به دوش انداخته،پرچمى به دست داشت و بر اسب سفيدى سوار بود.گروه او نيز در حدود هزار نفر بودند.پرسيدم كيست؟ گفتند:خزيمة بن ثابت انصارى،ذوالشهادتين،است.
در پى آنها كسى ديگر بر اسب كميت (سرخِ تيره) سوار بود.او نيز با شمشير و كمان بود و پرچمى بهدست داشت.گفتم:اين كيست؟ گفته شد:
ابوقَتاد بن رِبعى است.
سپس سوارى با لباس سفيد و عمّامۀ سياه بر ما گذشت كه بر اسباشهب (سفيد مايل به خاكسترى) سوار بود و با سكينه و وقار قرآن مىخواند؛ شمشير حمايلكرده،كمان به دوشانداخته و با پرچمى سپيد همراه حدود هزار نفر از بزرگان و ميانسالان و جوانان كه گويا براى حساب (روز جزا) واداشته شدهاند؛در پيشانى آنها اثر سجده آشكار بود.گفتم:اين كيست؟ گفتند:عمّار ياسر به همراه صحابۀ مهاجر و انصار و فرزندان.
بعد از ايشان سوارى ديگر با لباس سپيد و عمّامهاى بهرنگ زرد با كمان و شمشير گذشت؛در حالى كه پاهاى او روى زمين كشيده مىشد و پرچمى زردرنگ بههمراه داشت.نيروهاى او نيز حدود هزارنفر بودند.پرسيدم