دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥١٢
| اسير لكهنوي جلد: ٨ شماره مقاله:٣٥١٢ |
اَسيرِ لَكْهْنَوي، ميرمظفرعلى٢٢٩- ٢٩٩ق/٨١٤-٨٨٢م، اديب، شاعر، مترجم و
نويسندة فارسى و اردو زبان در شبه قاره. پدر وي مير مددعلى مايل از اخلاف
محمد صالح كروري بود و نسب به عباس ابن علىع مىرساند عشرت، ٧، ٩؛ سري
رام، /٩٩.
اسير در اميتى از توابع لكهنو زاده شد و در ٠ سالگى به لكهنو رفت. تحصيلات
ابتدايى و عربى و فارسى را نزد پدر و عموي خود ميرسيدعلى به انجام رسانيد و
نزد ميرزا كاظم على و ميرقائم على، آثاري چون حديقة سنايى خواند عشرت، سري
رام، همانجاها؛ عروج، ٧٨ و از درس برخى از استادان «فرنگى محل» نيز بهره
برد سكسينه، /٣٢؛ سريرام، همانجا. اسير از همان ابتدا به شعر و سخن سرايى
علاقه داشت و در محافل شعرا شركت مىكرد. از همين رو به محضر غلام همدانى
متخلص به مصحفى راه يافت و چنانكه مصحفى دربارة او پيش بينى كرده بود، در
اندك زمانى سرآمد شد عشرت، ٨-٠؛ سري رام، همانجا و بسياري از شاعران چون
امير مينايى و اسد وشوق نزد او پرورش يافتند و حتى كسانى چون واجد على شاه
و نواب يوسف على خان ناظم والى رامپور، در شعر و سخن سنجى از وي بهره
مىگرفتند سري رام، سكسينه، همانجاها؛ رضوي، /٢٥- ٢٨، كه نام ٧ تن از
شاگردان او را آورده است.
اسير مذهب تشيع داشت و به همين سبب در دربار حكمرانان اَوَده كه شيعى
مذهب بودند، جايگاه ويژهاي يافت و به خدمت تن شاهان اَوده، نصيرالدين
حيدر، امجد على شاه و واجد على شاه، درآمد. اگرچه در دورة واجد على شاه به
دسيسة وزير وي علينقى خان به سبب دوستى با امين الدوله چند روزي زندانى
شد، با اينهمه همچنان از عنايت شاه برخوردار بود و از سوي او به دبيري و
نديمى برگزيده شد و لقب «تدبيرالدوله مدبرالملك مير مظفر على خان بهادر
جنگ» يافت عشرت، سري رام، سكسينه، همانجاها.
پس از انقراض سلطنت اوده، واجد على شاه از لكهنو به كلكته تبعيد شد و
بسياري از نديمان او را همراهى كردند، اما اسير در لكهنو ماند. از اين رو واجد
على از او سخت آزرده خاطر شد عروج، سكسينه، همانجاها. چندي بعد اسير به
دربار رامپور راه يافت و به خدمت نوابان آنجا، محمدسعيد خان، يوسف على خان
و به ويژه محمد كلب على خان درآمد سريرام، سكسينه، همانجاها. اسير سرانجام
در لكهنو درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد همانجا؛ سيل، ؛ عشرت، ٠؛ نجم
الغنى، /١١؛ نورالحسن، . فرزندان وي محمد غضنفر خان متخلص به حكيم و محمد
افضل على خان متخلص به فضل نيز هر دو از بزرگان شعر و ادب اردو بودند
تجمل، ٧٢-٧٣؛ سري رام، /٠٠.
اسير در علوم بلاغى به ويژه عروض و قافيه چيره دست بود. طبعى روان داشت
و گاه شمار ابيات برخى غزلهاي او به ٠ بيت مىرسد. اشعار او به همان سبك
سنتى لكهنو سروده شده است، اما گاه در سرودههاي او برخى اشعار بيرون از
اين سبك نيز ديده مىشود، چنانكه شيوة او در غزلسرايى كاملاً متفاوت با
معاصران اوست سري رام، /٩٩-٠٠؛ سكسينه، /٣٢؛ عشرت، همانجا؛ ناصر، /٣١.
آثار:
الف - فارسى: . اضافت، رسالهاي است مختصر در بيان ٤ نوع «اضافتِ» دستوري.
نخستين بار اين رساله در مجموعة رسائل اسير در لكهنو ٢٩٠ق/٨٧٣م و بار ديگر در
٣١٣ق/٩١٥م در كانپور به چاپ رسيد. . روضة القوافى. اسير اين رسالة كوتاه را
در ٢٦١ق/ ٨٤٥م به خواهش برادرزادة خود ميرهادي على تأليف كرد و در آن به
بررسى قوافى اشعار پرداخته است. . شجرة العروض. اسير اين رساله را نيز به
خواهش هادي على دربارة عروض نگاشته است. اين اثر و اثر پيشين در رسائل
اسير به چاپ رسيده است. . كربلاي معلى، يا رياض المسلمين. اسير در اين اثر
كه در ٢٩٥ق/٨٧٨م نگاشته شده، واقعة شهادت امام حسين ع و مصائب اهل بيت
را با بهرهگيري از يكى از آثار محمدباقر مجلسى در قالب مثنوي به نظم
كشيده، و در ديباچة كتاب، واجد على شاه و نواب محمد كلب على خان را ستوده
است. اين مثنوي در ٣١٧ق/٨٩٩م در كانپور منتشر شده است. استوري به خطا
رياض المسلمين را كه به فارسى سروده شده، ترجمة اردوي حق اليقين مجلسى
دانسته است .III/١٣٨ . گلشن تعشق، مجموعة غزليات، قطعات، قصايد، مثنويها و
انواع ديگر اشعار اوست. در اين ديوان قصيدهاي مصنوع در وصف واجد على شاه
آمده كه از حروف هر مصراع آن به حساب جمل تاريخ ٢٦٧ق به دست مىآيد.
گلشن تعشق در ٣١٧ق/٨٩٩م در لكهنو به چاپ رسيده است. . مجمع البحرين
ذولسانين. اين مجموعة شعر در ستايش ٤ معصومع سرودهشده،و در ٣٢٤ق/٩٠٦مدر
لكهنو منتشر شدهاست. . تشريح الحروف رضوي، /٢٤.
ب - اردو: از اسير ديوان شعر به اردو برجاي مانده كه از آن ميان ديوان
چاپ شده است. اشعار عاشقانة او در ديوان به نامهاي ديوان اسير، رياض حقيقت
و گلستان سخن، و مناقب در ديوان گلدستة امانت گرد آمده، و كليات قصايد شبه
طور جداگانه تدوين شده است. افزون بر اينها، مثنويهاي درة التاج و معارج
الفضائل را در بيان كرامات امامان سروده، و نيز فوائد مظفريه را در نحو عربى
نگاشته است عشرت، همانجا. اسير معيار الاشعار تأليف نصيرالدين طوسى را به
نام زر كامل عيار به اردو درآورده است. اين ترجمه نخستين بار در ٣٢٣ق/
٩٠٥م در لكهنو به چاپ رسيد و در ٩٨٣م تجديد چاپ شد.
مآخذ: تجمل حسين خان، مرغوب جهان، لكهنو، ٣٠٧ق؛ رضوي، سرفراز على، مآخذات،
كراچى، ٩٨١-٩٨٢م؛ سري رام، خمخانة جاويد، دهلى، ٣٢٥ق؛ سكسينه، رام بابو،
تاريخ ادب اردو، ترجمة ميرزا محمد عسكري، كراچى؛ سيل، رورنديدورد، جامع
الاشعار، مدرس، ٨٨٣م؛ عروج، عبدالرئوف، تذكرة فارسى گو شعراي اردو، كراچى،
٩٧١م؛ عشرت، محمد عبدالرئوف، آب بقا، به كوشش جعفر على نشتر، لكهنو، ٩٢٨م؛
ناصر، سعادت على، تذكرة خوش معركه زيبا، به كوشش مشفق خواجه، لاهور، ٩٧٠م؛
نجمالغنى رامپوري، محمد، تاريخ اوده، كراچى، ٩٨٣م؛ نورالحسن، نگارستان
سخن، بهوپال، ٢٩٣ق؛ نيز:
Storey, C. A., Persian Literature, Leiden, ١٩٨٤.
عارف نوشاهى