دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٩٧
| اسنا جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٩٧ |
اِسْنا، شهري كهن در جنوب مصر عليا و ساحل غربى رود نيل. اين شهر در
٢٥ و ١٧ عرض شمالى و ٣٠ و ١٤ طول شرقى، ميان ارمنت و ادفو ، و در ٤٢
كيلومتري جنوب ارمنت و حدود ٥٣ كيلومتري جنوب غربى الاقصُر (لوكسور) و ٥٠
كيلومتري شمال ادفو و ٤٤ كيلومتري جنوب شهر باستانى طيبه (ثيبه) قرار دارد (
بستانى، ١٣/٣٤١، ٣٤٣؛ خوري، ١٧٢؛ نجيب، ٣١٧؛ «فهرست...٩»، ١٥٩ ؛ بروكهاوس،
.(V/٧٢٢
كهنترين نام اين شهر «اونه» بوده است (غربال، ١/١٦١). سپس در مصر باستان
«ته سنت١٠» و در قبطى «سنه١١» ناميده مىشد (نك: ٢ .(EIيونانيها آن را
لاتوپوليس (منسوب به لاتوس، نوعى ماهى كه در يونان مقدس شمرده مىشد)
مىخواندند (همانجا؛ نجيب، ٣١٦؛ افريقا، ؛ I/٥٩٢ آمريكانا، ؛ X/٥٠٠ بستانى،
١٣/٣٤١).
ابوالفدا اسنا را جزو اقليم دوم مصر عليا دانسته است (ص ١١٢؛ نيز نك: مقريزي،
الخطط، ١/١٤). ابن دقماق مساحت اسنا و جزاير آن را حدود ٤٢٦ ،٦فدّان (ح ٢٧
كم٢) آورده است (٢/٣٠). اين شهر در دورة فاطميان تا پايان دورة مماليك از
نواحى قوصيه، و در دورة عثمانى از نواحى جِرجا به شمار مىرفت. در
١٢٤٩ق/١٨٣٣م مستقل شد و سپس با قنا «مديريت» واحدي را تشكيل داد (جبوري،
١/١٢).
امروزه شهر اسنا مركزي در مديريت قناست و ١٩ ناحيه را دربر مىگيرد ( كشف...،
«ع»، نيز ٨، ٣٩٥-٣٩٦).
جمعيت شهر اسنا در نيمة سدة ١٤ق/٢٠م حدود ٢٠ هزار تن و جمعيت كل مركز بالغ
بر ٩٠ هزار نفر بوده است (غربال، جبوري، همانجاها؛ بستانى، ١٣/٣٤٣). بيشتر
ساكنان آن را قبطيان ارتدكس تشكيلمىدهند (ماير،؛
XII/٧٥٩بستانى،همانجا).مطابقآمار١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م جمعيت شهر اسنا ١٨٦ ،٣٤نفر بوده
است ٥٥٣) .(WNGD,
آثار باستانى: اسنا شهري كهن و از آثار قبطيان به شمار مىرود. از جمله
بناهاي شگفت انگيز آن بنايى سنگى موسوم به «بربا» است كه به دستور هرمس
ساخته شده است (نك: ه د، اخميم). بربا منزلگاه علما و حكماي شهر بود و
كاهنان قبطى در آن به تدريس مىپرداختند. بر ديوارهاي بربا نقشهايى مربوط
به علوم و صنايع مختلف حك شده است (ادريسى، ١/١٢٦؛ انصاري، ٣٥، ٢٣٣؛
قلقشندي، صبح...، ٣/٣٢٤). از ديگر آثار كهن اين شهر تنديس الهة خنوم و معبد
آن است كه از دورة بطالسه بر جاي مانده است. اين تنديس كه سر قوچ و بدن
انسان دارد، در مصر عليا به خداي فيل معروف بوده، و احتمالاً در دورانهاي
قديم به وسيلة گروههاي مهاجر به اسنا آورده شده است. خنوم به عنوان خالق
هستى و يكى از خدايان سه گانة اسنا، همچنين از رب النوعهاي ديرين منطقة
شلال اول (آبشار اول) به شمار مىرود (دريوتون، ٦٩ -٦٨ ؛ ولدرينگ، ٢٢٢ ؛
نجيب، ٣٢٦؛ مهران، ٣١٥-٣١٦؛ نيز نك: كاره، .(I/٢٣٧ برخى باستان شناسان بر
اين باورند كه بناي معبد خنوم متعلق به قرنها پيش از آثار شهر باستانى
طيبه (ثيبه) است، چنانكه ساختار اولية آن - كه داراي دروازه و ايوانى است
- توسط فراعنة خاندان هجدهم، اواخر سدة ١٤قم، ساخته شده، و بعدها توسط روميها
تكميل شده است. معبد كنونى داراي ٢٤ ستون، هر يك به قطر ٥٢/١ متر و ارتفاع
٢٠/١٢ متر است كه بر روي آن تصاوير برخى از سلاطين روم در لباس فراعنه،
همراه با نامشان حك شده، و در سقف معبد نماي «منطقة البروج» نقش بسته
است. بعدها در ٤٧٥ق/١٠٨٢م توسط مسلمانان منارهاي در آنجا ساخته شد (نجيب،
٣١٧؛ افريقا، ؛ I/٥٩٢ آمريكانا، ؛ X/٥٠٠ بستانى، ١٣/٣٤١).
بر اثر كاوشهاي علمى در اسنا، آثاري از معبد كوچكتر ديگري نيز يافت شده
است. همچنين در ٤ كيلومتري غرب اسنا كليساي بزرگى مربوط به دوران قبطيها
وجود دارد كه به «دير قربانيان» معروف است و در سبب نامگذاري آن گفتهاند
كه در دوران ديوكلتيانوس (يا ديوكلسين، د ٣١٣م)، مسيحيانى كه از ستم
امپراتور گريخته بودند، در اين كليسا قتل عام شدند (نك: آمريكانا، ؛ X/٥٠٠-٥٠١
بستانى، ١٣/٣٤٢؛ كاره، .(I/٥٤ از دير قربانيان ٥ كتيبة يونانى يافته شده است
(همانجا).
پيشينة تاريخى: در دورة بخت نصر تنها شهري كه از ويرانى در امان ماند، اسنا
بود، اما اهالى آنجا كه به كوهها گريخته بودند، توسط سپاهيان بخت نصر تعقيب
و قتل عام شدند (قلقشندي، همان، ٣/٣٨٠؛ نيز نك: II/٧٨٤ , ١ .(EI
اسنا در دورة اسلامى با صلح فتح شد و اهالى آن در شمار اهل ذمه در آمدند.
پس از فتوحات اسلامى، ساكنان اسنا را تيرههاي بنىعقبه و بنىجميله از
قبيلة بنىهلال تشكيل مىدادند (قلقشندي، نهاية...، ٢٠٢، ٣٣٠؛ مقريزي،
البيان...، ٢٨؛ بستانى، همانجا). همچنين اين شهر زيستگاه قبايل هواره - از
بدويان مصر عليا - بوده است كه بعدها گروههايى از آنان به سودان مهاجرت
كردند (عابدين، ١٥٤).
در ٢٤١ق متوكل، محمد بن عبدالله قمى را براي ادارة نواحى جنوبى مصر عليا از
جمله اسنا گماشت تا با شورشيان بيابانگرد «بجات» مقابله كند (طبري، ٩/٢٠٤؛
ابن خلدون، ٣(٣)/٥٨٦؛ ابن اثير، ٧/٧٨؛ ابن تغري بردي، ٢/٢٩٧).
در دورة حكومت احمد بن طولون، ابن صوفى علوي (ه م) در مصر قيام كرد و اسنا
را به تصرف درآورد و سپاهى را كه ابن طولون براي سركوب وي گسيل داشته
بود. درهم شكست، اما سرانجام سپاهيان ابن طولون، ابن صوفى را شكست دادند و
شهر را تصرف كردند (ابن اثير، ٨/٢٣٨؛ ابن خلدون، ٤(٣)/٦٤٧؛ مقريزي، الخطط،
١/٣١٩). در ٧١٦ق بسياري از ساكنان شهرهاي اسنا و اسوان از بيماري وبا به
هلاكت رسيدند. به گفتة مقريزي ( السلوك، ٢(١)/١٦٢)، پس از شدت گرفتن طوفانى
سياه و وزيدن باد گرمى كه موجب آتش سوزي در شهر شد، بارانى فرو باريد و
سپس بيماري وبا شيوع يافت.
از آثار اين شهر در دورة اسلامى يكى جامع عتيق است كه بناي آن را به
بدرالدين جمالى وزير مستنصر فاطمى (د ٤٨٧ق/١٠٩٤م) نسبت دادهاند و امروزه
تنها منارة آن باقى است و ديگري مدرسة شافعيه كه امير ايبك صالحى (د ٦٩٥ق)
آن را بنا نهاده است ( بستانى، ١٣/٣٤٣).
موقعيت اقتصادي: جغرافى نگاران اسلامى از اسنا به عنوان شهري آباد، داراي
مزارع، تاكستانها، نخلستانها و باغهاي زيبا و كشاورزي پر رونق ياد كردهاند
(اصطخري، ٤٢؛ ادريسى، ١/١٢٩؛ ياقوت، ١/٢٦٦). در سدة ٨ق اسنا شهري تجارتى با
ساختمانها و ميدانگاههاي زيبا و بازارهاي متعدد و حدود ١٣ هزار خانه، ٢ مدرسه و
٢ حمام بوده است (ابن دقماق، ٢/٣٠؛ نيز نك: ابوالفدا، ١١٣؛ مقريزي، الخطط،
١/٢٣٧؛ ابن ظهيره، ٦٨؛ بستانى، ١٣/٣٤٢، ٣٤٣). محصولات ساليانة آن ٤٠ هزار
اردب خرما (هر پيمانة اردب معادل ١٥٠ كيلوگرم) و ١٢ هزار اردب مويز بوده است
(ادفوي، ٢٥-٢٦؛ مقريزي، ابن دقماق، همانجاها). زمينهاي زراعى آن (شامل
نخلستانها و تاكستانها)، ٣٦٠ فدان (ح ٨٦٤ كم٢) مساحت داشته است (مقريزي،
همان، ١/٨٤).
امروزه در اسنا بافت پارچههاي كتانى و توليد ظروف سفالى رونق دارد و
همچنين اين شهر پايگاه كاروانهاي بازرگانى است كه از سودان (سنّار) و
اتيوپى مىآيند ( لاروس بزرگ؛ آمريكانا، بستانى، همانجاها).
در ١٣٢٧ق/١٩٠٩م براي تأمين آب مديريت قنا، سدي در شمال اسنا و در ٤٧
كيلومتري جنوب الاقصر به طول ٨٧٤ متر و ارتفاع ١٠ متر بر رود نيل ساخته شد (
بروكهاوس، ؛ V/٧٢٢ بريتانيكا، ماكرو، ، XIII/١٠٧ ميكرو، .(III/٩٦٠
شخصيتهاي مشهور: از اسنا انديشمندان، شاعران و نويسندگان بسياري برخاستهاند،
چنانكه به گفتهاي، اسنا در يك زمان ٧٠ شاعر داشته است (ادفوي، ٣٧؛ ابن
دقماق، همانجا؛ جبوري، ١/١١، ١٢)، اما از آنجا كه در برههاي از زمان، محيط
اين شهر آلوده، و تبعيدگاه روسپيها شده بود، اكثر علما و فضلا به ديگر شهرها
هجرت كردند (ادفوي، ٣٨؛ ابن دقماق، نيز بستانى، همانجاها).
برخى شخصيتهاي مشهور اين شهر اينهاست: عطاءالله بن على بن زيد اسنايى،
فقيه و رياضىدان، شاگرد شيخ بهاءالدين قفطى (ادفوي، ٣٦١)؛ جمال الدين
عبدالرحيم بن على بن شيث اموي اسنايى قوصى (د ٦٢٥ق)، قاضى، اديب و صاحب
ديوان انشاء (ابن شاكر، ٢/٣١٢)؛ جمالالدين عبدالرحيم بن حسن ارموي اسنايى
(اسنوي) (د ٧٧٢ق)، فقيه شافعى و صاحب طبقات الشافعيه و تأليفهايى در فقه و
اصول (ابن حجر، ٣/١٤٧؛ ابن تغري بردي، ١١/١١٤؛ شوكانى، ١/٣٥٢-٣٥٣).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن حجر عسقلانى، احمد،
الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ ابن خلدون، تاريخ؛ ابن دقماق،
ابراهيم، الانتصار لواسطة عقد الامصار، بيروت، دارالا¸فاق الجديده؛ ابن شاكر
كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، دارالثقافه؛ ابن
ظهيره، احمد، الفضائل الباهرة، به كوشش مصطفى سقا و كامل مهندس، قاهره،
١٩٦٩م؛ ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛ ادريسى،
محمد، نزهة المشتاق، بيروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ ادفوي، جعفر، الطالع السعيد، به
كوشش سعد محمدحسن، قاهره، ١٩٦٦م؛ اصطخري، ابراهيم، المسالك و الممالك، به
كوشش محمد جابر عبدالعال حسينى، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ انصاري دمشقى، محمد،
نخبة الدهر، به كوشش مرن، لايپزيگ، ١٩٢٣م؛ بستانى؛ جبوري، عبدالله، مقدمه
بر طبقات الشافعية اسنوي، بغداد، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ خوري، سليم جبرائيل و سليم
ميخائيل شحاده، آثار الادهار، بيروت، ١٢٩١ق/١٨٧٥م؛ شوكانى، محمد، البدر
الطالع، بيروت، دارالمعرفه؛ طبري، تاريخ؛ عابدين، عبدالمجيد، تعليقات بر
البيان و الاعراب (نك: هم، مقريزي)؛ غربال، محمد، الموسوعة العربية الميسرة،
بيروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ قلقشندي، احمد، صبح الاعشى، قاهره، وزارة الثقافة و
الارشاد القومى؛ همو، نهاية الارب، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛ كشف اسماء المدن و
النواحى المعتبرة، قاهره، ١٩٥٥م؛ مقريزي، احمد، البيان و الاعراب، به كوشش
عبدالمجيد عابدين، قاهره، ١٩٦١م؛ همو، الخطط، بيروت، دارصادر؛ همو، السلوك،
قاهره، ١٩٧٠م؛ مهران، محمد، دراسات فى تاريخ الشرق الادنى القديم، الحضارة
المصرية، دارالمعرفة الجامعيه، ١٩٨٤م؛ نجيب، احمد، الاثر الجليل لقدماء وادي
النيل، قاهره، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Afrika, Moscow, ١٩٨٦, vol. I; Americana; Britannica, ١٩٧٣; ibid, ١٩٧٨;
Brockhaus; Carr E , Jean - Marie , Voyageurs et E crivains fran ٥ ais en Egypte,
Cairo,١٩٥٥; Drioton,E. & J.Vandier, L'Egypte des Origines H la conqu A te d'
Alexandre, Paris, ١٩٣٨; EI ١ ; EI ٢ ; Grand Larousse; Meyer; WNGD; Woldering,
I., Egypt, London, ١٩٦٥.
ناهده فوزي