دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٤٥
| اسحاق بن حنين جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٤٥ |
اِسْحاقِبْنِ حُنِيْن، ابويعقوباسحاق بنحنين بناسحاق عبادي، پزشك
و مترجم آثار علمى يونانى (د ربيعالا¸خر ٢٩٨/دسامبر ٩١٠). وي در يك خانوادة
نسطوري از قبيلة عباد حيره زاده شد. اسحاق در كنار پدرش، پزشك و مترجم
نامدار، حنين بن اسحاق، و عمهزادهاش، حبيش (ه م م)، يكى از ٣ دانشمند
هنرور سخن دانى است كه شالودة مكتب حنين را بنيان نهادند و در نقل دانشهاي
يونانى به جهان اسلام، برجستهترين نقش را داشتند و به همت ايشان، طالبان
معرفت در سرزمينهاي اسلامى، با مهمترين بخشهاي ميراث علمى يونانيان
آشنايى يافتند. وي نزد پدر، و نيز پزشكان مصر و انطاكيه دانش آموخت؛ پزشكى
برجسته و مترجمى توانا شد و از توجه و عنايت خلفاي عباسى، از متوكل تا
مكتفى، و احترام و اعتماد قاسم بن عبيدالله وزير معتضد برخوردار بود. او را در
شمار نديمان مكتفى نيز شمرده، و گفتهاند كه اين خليفه در تعيين فرزندش به
ولايت عهد، نظر او را خواسته، و او با توجه به احكام نجوم پيش بينى كرده
است كه خلافت به فرزند مكتفى نخواهد رسيد (ابننديم، ٣٤٣؛ بيهقى،٤- ٥؛
ابنخلكان، ١/٢٠٦؛ ابن ابى اصيبعه، ١/٢٠٠-٢٠١؛ قفطى، ١٧٢؛ انطاكى، ١/١٩؛
گيوم، ٢٥١ ؛ مايرهوف، ٣٢٠ -٣١٦ ؛ سامرايى، ١/٤٥٩-٤٦٠).
اسحاق در آگاهى از دانشهاي يونانى و آشنايى با زبانهاي يونانى و سريانى و
هنر ترجمه در رديف پدرش، و در فصاحت بيان در زبان عربى از پدرش برتر بوده
است. وي با گروهى از دانشمندان كه در پيرامون متكلم شيعى حسن بن نوبخت
گرد آمده بودند، رابطه داشت و بنا به قولى به اسلام گرويده بود (ابن
نديم، ٢٢٥، ٣٤٣؛ بيهقى، ٥). ترجمههاي اسحاق به زبان عربى را از اغلب
برگردانهاي لاتين آثار يونانى كه مستقيماً از اين زبان ترجمه شده است، به
متن اصلى نزديكتر شناختهاند. از اين رو افزون بر استفادة مستقيم از متون
عربى اسحاق در تهية ترجمههاي لاتين آثار دانشمندان يونان، در موارد بسياري
نيز براي درك درست متون لاتين اين آثار، به ويژه كتابهاي ارسطو، از
ترجمههاي عربى اسحاق به عنوان شاهد استفاده شده است («زندگىنامه...١»،
.(I/٢٧٠-٢٧٢
وي شعر نيز مى سرود و ابن ابى اصيبعه ابياتى از او نقل كرده است (١/٢٠١).
اسحاق در اواخر عمر دچار فلج شد (قفطى، ٨٠). از سالهاي پايانى زندگى وي كه
٣ سال نخست خلافت مقتدر را دربر مىگيرد، هيچ گونه آگاهى نداريم.
آثار: فعاليت اسحاق در زمينة ترجمه، عرصة بسيار گستردهاي را دربر مىگيرد. وي
بيش از همه به ترجمة آثار فلسفى و به ويژه مؤلفات ارسطو و شروح آن
پرداخت؛ در عين حال شماري از مهمترين آثار دانشمندان يونانى در رياضيات و
نجوم را نيز ترجمه كرد. تأليفاتى نيز در پزشكى و داروسازي دارد. مهمترين
آثار او اينهاست:
الف - از آثار ارسطو:
١. قاطيغورياس، يا مقولات. اسحاق اين اثر را مستقيماً از يونانى به عربى
درآورد. اين ترجمه در ١٨٤٦م به كوشش تسنكر٢ در لايپزيگ به چاپ رسيد و بار
ديگر در ١٩٤٨م به كوشش عبدالرحمان بدوي در مجموعة منطق ارسطو در قاهره منتشر
گرديد (بدوي، مقدمه، ١١-١٤؛ نيز نك: بستانى ).
٢. العبارة، يا باري ارمينياس. به گفتة ابن نديم (ص ٣٠٩) اسحاق ترجمة
سريانى پدرش از اين اثر را به عربى درآورده است (نيز نك: قفطى، ٣٥). در
منابع ديگر گفته مىشود كه ترجمة اسحاق، مستقيماً از يونانى صورت گرفته
است. تحقيقات نيز نشان مىدهد كه متن عربى اسحاق از ترجمة سريانى به اصل
يونانى نزديكتر است (نك: «زندگى نامه»، ؛ I/٢٧٥ بدوي، همان، ١٤- ١٥). اين
اثر در ١٩١٣م در لايپزيگ (بدوي، مخطوطات...، ١١)، و در ١٩٤٨م به كوشش بدوي
ضمن مجموعة ياد شده، انتشار يافت.
٣. تحليل القياس، يا آنالوطيقا الاول. اسحاق بخشى از اين اثر را به سريانى
درآورد. بخش ديگر را پدرش پيش از وي ترجمه كرده بود. در ترجمة عربى آن كه
به قلم ثئودروس٣ صورت گرفته، از ترجمة سريانى اسحاق بسيار استفاده شده
است (ابن نديم، همانجا؛ قفطى، ٣٦؛ بدوي، مقدمه، ١٦-١٧). اين كتاب در ١٩٤٨م
به كوشش بدوي در همان مجموعه منتشر شد.
٤. البرهان، يا آنالوطيقا الثانى. اين اثر به قلم اسحاق از يونانى به
سريانى، و سپس به قلم متى بن يونس از سريانى به عربى درآمد (ابن نديم،
قفطى، همانجاها). اين كتاب در ١٩٤٩م به كوشش بدوي، ضمن همان مجموعه
انتشار يافت.
٥. طوبيقا، يا الجدل. اين اثر به دست اسحاق از يونانى به سريانى ترجمه شد.
يحيى بن عدي آن را به عربى درآورد (همانجاها).
٦. ريطوريقا، يا الخطابة. گفته مىشود كه اسحاق اين اثر را به عربى ترجمه
كرده است (ابن نديم، ٣١٠؛ قفطى، ٣٧)، اما از اين ترجمه نشانى در دست
نيست.
٧. الكون و الفساد. ايناثر توسط حنين از يونانىبهسريانى، و توسط اسحاق از
سريانى به عربى درآمده است (ابن نديم، ٣١١؛ قفطى، ٤١). از اين ترجمه نيز
نشانى در دست نيست.
٨. فى النفس. اسحاق اين اثر را مستقيماً به عربى درآورد (ابن نديم، همانجا؛
بدوي، مخطوطات، ١٩؛ «زندگىنامه»، همانجا). ترجمة اسحاق در ١٩٥٠م به كوشش
احمد فؤاد اهوانى، و بار ديگر در ١٩٥٤م به كوشش بدوي در قاهره منتشر گرديد.
٩. السماع الطبيعى. ترجمة عربى اسحاق از اين اثر با شروح ابن سمح، ابن
عدي، متى بن يونس و ابوالفرج ابن طيب در سالهاي ١٩٦٤ و ١٩٦٥م در قاهره
منتشر شد (نك: بدوي، همان، ١٧- ١٨).
١٠. كتاب الحروف، يا مابعد الطبيعة. اسحاق شماري از مقالات اين اثر - كه هر
يك از آنها نام يكى از حروف يونانى را برخود دارد - از جمله مقالات «آلفا» و
«لامبدا» را به عربى ترجمه كرده است (ابن نديم، ٣١٢). در درستى روايت ابن
نديم ميان خاورشناسان اختلاف نظر وجود دارد (اشتاين اشنايدر، .(١٠٦ ترجمة
اسحاق از مقالة «آلفا» از سوي كسانى مانند يحيى بن عدي و ابن رشد تفسير شد.
اين مقاله با تفسير اين دو تن در ١٣٤٦ش به فارسى نيز ترجمه و چاپ شد.
همچنين بخشهايى از مقالة «لامبدا» در ١٩٤٧م به كوشش بدوي در مجموعة ارسطو
عندالعرب در قاهره منتشر شد.
ب - از آثار اقليدس: از منابع چنين بر مىآيد كه همة اين آثار مستقيماً از
يونانى به عربى ترجمه شدهاند:
١. اصول الهندسة. ثابت بن قره ترجمة اسحاق را ويراست (ابن نديم، ٣٢٥).
ترجمة اصول الهندسة اقليدس به زبانهاي لاتينى و عبري از روي ترجمة عربى
اسحاق صورت گرفته است. اين سخن احتمالاً دربارة ترجمههاي سريانى و ارمنى
اين كتاب نيز صادق است. بسياري از دانشمندان مسلمان ترجمة اسحاق را شرح يا
تلخيص كردند. برخى نيز تحرير ديگري از آن فراهم ساختند (همانجا؛
«زندگىنامه»، .(IV/٤٣٤-٤٤٤ از جملة اينها، تحرير خواجه نصيرالدين طوسى است
كه در ١٢٩٨ق در تهران به چاپ رسيده است.
٢. المعطيات. ثابت بن قره ترجمة اسحاق را ويراست؛ نصيرالدين طوسى به تحرير
آن پرداخت. خاورشناسان بر اهميت نسخة عربى المعطيات براي بررسى انتقادي
نسخههاي باقى مانده تأكيد ورزيدهاند. اين نسخه به لاتين نيز ترجمه شده
است (همان، ٤٤٤ ؛ IV/٤٤٢, نيز نك: ٢٧٣ V/١١٦, .(GAS, تحرير نصيرالدين طوسى از
اين كتاب در ١٣٥٨ق در حيدرآباد به چاپ رسيد.
٣. المناظر. ترجمة اسحاق به دست ثابت بن قره ويراسته شد و نصيرالدين طوسى
تحريري از آن تهيه كرد («زندگىنامه»، ؛ IV/٤٤٢ نيز نك: V/١١٧ .(GAS, تحرير
المناظر طوسى در ١٣٥٨ق در حيدرآباد انتشار يافت.
ج - از ديگر مؤلفان:
١. الاكر، يا الاشكال الكرية، اثر منلائوس. اصل يونانى اين كتاب به دست
نيامده است. ابونصر منصور بن عراق ترجمة اسحاق را شرح كرد و نصيرالدين طوسى
تحريري از آن به دست داد. متن ترجمة اسحاق به عبري و لاتين نيز برگردانده
شد (آقابزرگ، ٣/٣٨٤؛ «زندگىنامه»، ٣٠١-٣٠٢ ؛ IV/٢٩٧, V/١٦١-١٦٣ .(GAS,
٢. الكرة المتحركة، اثر آوتولوكوس. ثابت بن قره ترجمة اسحاق را ويراست و
نصيرالدين طوسى تحريري از آن تهيه كرد (همان، ٢٧٢-٢٧٣ .(V/٨٢, تحرير طوسى در
١٣٥٨ق در حيدرآباد به چاپ رسيد.
٣. الكرة و الاسطوانة، اثر ارشميدس. ثابت بن قره ترجمة اسحاق را ويراست.
نصيرالدين طوسى تحريري از ترجمة اسحاق فراهم ساخت كه در ١٣٥٩ق در حيدرآباد
منتشر شد (نيز نك: آقابزرگ، ٣/٣٨٨).
٤. شرح اوطوقيوس العسقلانى لمشكلات كتاب الكرة و الاسطوانة لارشميدس.
نصيرالدين طوسى ترجمة اسحاق از اين اثر را بسيار ستوده است (ص ٢؛ نيز نك:
زوتر، .(٣٩-٤٠
٥. اصلاح جوامع الاسكندرانيين لشرح جالينوس لكتاب الفصول لابقراط (ابن ابى
اصيبعه، ١/٢٠١؛ III/٢٦٨ .(GAS,
٦. المجسطى، اثر بطلميوس. به گفتة ابن نديم (ص ٣٢٧) ترجمة اسحاق از اين اثر
- كه ثابت بن قره نيز آنرا ويراسته است - ترجمة خوبى نبوده است. اما اين
واقعيت كه مؤلفان آثار برجسته در دانش نجوم، مانند عبدالرحمان صوفى، ابن
صلاح و نصيرالدين طوسى به ترجمة اسحاق استناد كردهاند، نشان مىدهد كه سخن
ابن نديم پاية درستى نداشته است (نك: كونيچ، ٣٥ ٣٤, .(٢٢, طوسى تحرير ديگري
از اين كتاب تدوين كرده است (آقابزرگ، ٣/٣٩٠؛ VI/١٩٣ .(GAS,
٧. النبات. اين اثر كه تأليف آن به ارسطو نسبت داده مىشد، در حقيقت شرح
نيكلاي دمشقى بر يك كتاب مجعول منسوب به ارسطوست. متن اصلى اثر و نيز
شرح نيكلاي دمشقى بر آن، از ميان رفتهاند و ترجمة عربى اسحاق با ويرايش
ثابت بن قره كهنترين نسخهاي است كه از اين اثر باقى مانده است. در سدة
١٣م از روي نسخة عربى اسحاق، يك ترجمة لاتينى فراهم آمد. اين ترجمه
انتشاري گسترده يافت و در تأليف كتابهايى در زمينة گياه شناسى مورد استفاده
واقع شد. اندكى بعد همين نسخة لاتينى به يونانى ترجمه شد كه تا مدتها آن
را نسخة اصلى مىپنداشتند. ترجمة عبري اين اثر نيز از روي ترجمة عربى اسحاق
صورت گرفته است (ميهلى، ١٦٤- ١٦٥؛ «زندگىنامه»، ؛ X/١١١-١١٢ اولمان، ٧١ ؛
بدوي، مخطوطات، ٢٩). متن عربى اين اثر به كوشش بدوي در ١٩٥٤م، همراه
كتاب فى النفس در قاهره منتشر شد.
٨. حجج ابرقلس فى قدم العالم.
٩. مسائل فرقليس فى الاشياء الطبيعية. متن عربى دو اثر ياد شده - كه اصل
يونانى آنها از ميان رفته - در ١٩٥٥م ضمن مجموعهاي با عنوان الافلاطونية
المحدثة عند العرب به كوشش بدوي در قاهره انتشار يافته است.
١٠. مقالة الاسكندر الافروديسى فى العقل.
١١. مقالة الاسكندر الافروديسى فى ان الهيولى غير الجنس. متن عربى اين
مقاله و مقالة پيشين كه اصل يونانى آنها از ميان رفته، در ١٩٧٢م ضمن
مجموعهاي با عنوان شروح على ارسطو مفقودة فى اليونانية در بيروت چاپ شده
است.
١٢. كتاب فى مراتب قرائة كتب جالينوس. اسحاق به خواهش بختيشوع اين اثر را
به سريانى ترجمه كرد و پدرش از سريانى به عربى درآورد (حنين بن اسحاق،
١٥٠). متن عربى آن در ١٩٨١م به كوشش بدوي در مجموعهاي با عنوان دراسات و
نصوص فى الفلسفة و العلوم عند العرب در بيروت چاپ شده است.
١٣. شرح تميستيوس بر علم الحيوان ارسطو. اين اثر شامل ١٩ كتاب است و اصل
يونانى آن از ميان رفته است. يك نسخة خطى ترجمة عربى اسحاق از آن در
تاشكند نگهداري مىشود (اولمان، .(٩-١٠
د - تأليفات: ١. «تاريخ الاطباء و الفلاسفة»، رسالة كوچكى است كه اسحاق آن
را به خواهش قاسم بن عبيدالله وزير معتضد عباسى نوشته، و در آن مختصري از
آگاهيهاي متعارف آن روزگار را دربارة تاريخ پزشكى كهن به دست داده است.
وي در اين اثر، از تاريخچهاي كهيحيى نحوي دربارة پزشكان نوشته
بود،استفاده كرده،و بهسخنخود، نادرستيهاي آن را نيز زدوده است (ص ١٥٠).
اين اثر در ١٩٥٥م همراه طبقات الاطباء ابن جلجل چاپ شده است. ٢. الادوية
المفردة (ابن نديم، ٣٤٣؛ ابن ابى اصيبعه، ١/٢٠١). ٣. معرفة البول III/٢٦٨)
.(GAS, يك نسخة خطى از اين اثر در كتابخانة مركز موجود است. ٤. مقالة فى
الاشياء التى تعيد الصحة و الحفظ و تمنع من النسيان (ابن ابى اصيبعه،
همانجا). در برخى منابع از اين اثر با عنوان الرسالة الشافية فى ادوية
النسيان ياد شده است (نك: ، GAS همانجا). ٥. الترياق. رازي در الحاوي از اين
اثر نقل قول كرده است (١/٣٨؛ نيز نك: ، GAS همانجا). ٦. الادوية الموجودة بكل
مكان (ابن ابى اصيبعه، همانجا). ٧. الكناش اللطيف (ابن نديم، ٣٥٦؛ ابن
ابى اصيبعه، همانجا). ٨. الزيج. محمد بن ابى بكر فارسى در الزيج الممتحن
المظفري از ايناثر ياد GAS,)¢÷îüُ ١٧١ .(IV/٦٧,
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن ابى اصيبعه، احمد، عيون الانباء، به كوشش
آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن نديم، الفهرست؛ اسحاق
بن حنين، «تاريخ الاطباء و الفلاسفة»، همراه طبقات الاطباء و الحكماء ابن
جلجل، به كوشش فؤاد سيد، قاهره، ١٩٥٥م؛ انطاكى، داوود، تذكرة اولى الالباب،
بيروت، المكتبة الثقافية؛ بدوي، عبدالرحمان، مخطوطات ارسطو فى العربية،
قاهره، ١٩٥٩م؛ همو، مقدمه بر منطق ارسطو، بيروت، ١٩٨٠م؛ بستانى؛ بيهقى،
على، تتمة صوان الحكمة، لاهور، ١٩٥١م؛ حنين بن اسحاق، «رسالة حنين بن
اسحاق الى على بن يحيى»، دراسات و نصوصفىالفلسفة و العلوم عندالعرب،
بهكوشش عبدالرحمانبدوي، بيروت، ١٩٨١م؛ رازي، محمد بن زكريا، الحاوي،
حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ سامرايى، كمال، تاريخ الطب العربى، بغداد،
١٤٠٤ق؛ قفطى، على، تاريخ الحكماء، لايپزيگ، ١٩٠٣م؛ ميهلى، آلدو، العلم
عندالعرب...، ترجمة عبدالحليم نجار و محمد يوسف موسى، ليدن، ١٩٣٩م؛
نصيرالدين طوسى، تحرير الكرة و الاسطوانة لارشميدس، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ق؛ نيز:
Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧٠-١٩٧٦; GAS; Guillaum, A., X
Philosophy and Theology n , Legacy of Islam, London, ١٩٣١ ; Kunitsch, P ., Der
Almagest , Wiesbaden , ١٩٧٤ ; Meyerhof , M., X Science and Medicine n , Legacy
of Islam, London, ١٩٣١; Stein- schneider, M., Die arabischen [ bersetzungen aus
dem Griechischen, Graz, ١٩٦٠; Suter, H., Die Mathematiker und Astronomen der
Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠; Ullmann, M., Die Natur - und
Geheimwissenschaften im Islam, Leiden, ١٩٧٢.
محمدعلى مولوي