دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥١٠
| اسير اصفهانى جلد: ٨ شماره مقاله:٣٥١٠ |
اَسيرِ اِصْفَهانى يا شهرستانى، ميرزا جلال فرزند ميرزا مؤمن متخلص به اسير
از شعراي دورة صفويه در نيمة اول سدة ١ق/٧م و از بنيانگذاران سبك هندي.
خاندان اسير از سادات نامدار شهرستانك روستايى نزديك اصفهان بودندنصرآبادي،
٥؛ صديق،٦؛ آفتاب،٤؛ آزاد، ٣؛واله، ٠١. صفا ولادت وي را در ٠٢٩ق/٦٢٠م آورده
است تاريخ ...، /٢١٢. گفتهاند كه دختر شاهعباس اول، ملك نسا بيگم همسر وي
بود نصرآبادي، صديق، آزاد، همانجاها؛ فلسفى، /٠٢؛ تربيت، ٢٢ و ظاهراً پيش از
مرگ پدر ٠٣٨ق درگذشت فلسفى، همانجا؛ در اين صورت تاريخ ٠٢٩ق براي تولد
اسير درست نمىنمايد.
منابع از استادان وي تنها به فصيحى هروي اشاره كردهاند نك: صديق، آزاد،
همانجاها؛ ايمان، ٣. او خود از فصيحى بهعنوان استاد خويش نام برده ص ٠٧، و
به شاگردي در مكتب وي اشاره كرده است ص ٨١، ٨٥. تحصيل او نزد فصيحى به
احتمال بسيار مىبايست پس از سفر اين شاعر از هرات به اصفهان ٠٣١ق بوده
باشد صفا، همان، /٢١٣. با اين حال ارادت وي به صائب چنان بوده كه گاه بر
شاگردي او نزد فصيحى سايه مىافكنده است ص ٠٧، ٤٣. با اينهمه نمىتوان وي
را شاگرد صائب دانست؛ چه، صائب نيز بارها به گفتة خود «تتبع سخن ميرزا
جلال» كرده نك: /٨٩٦، و نيز در جُنگى كه از سرودههاي شعرا گرد آورده،
ابياتى چند از اسير برگزيده است نك: بىگناه، ١.
ذوق ادبى و هنري اسير و انتسابش به خاندان شاهى سبب شد كه خانة وي محفل
شعرا و سخنوران شود نك: نصرآبادي، ٦، ٢٨، ٩٩-٠٠؛ صديق، آزاد، واله، همانجاها؛
كوپاموي، ٧؛ بيگناه، . او از برخى از اينان چون نظيري در ديوان خويش ياد
كرده است نك: ص ٤٥، ٧٣. كسانى چون كليم كاشانى نيز وي را ستودهاند ص ٩٩.
با آنكه اسير در برخى از ابياتش اشاراتى به پيري خويش كرده است مثلاً نك:
ص ٧٦، ٩٣، اما اينگونه سرودهها را شايد بتوان بيانى شاعرانه از حالات روحى
وي دانست؛ چه، آنانكه شرح حال وي را نوشتهاند، درگذشت او را در جوانى
دانستهاند نك: نصرآبادي، ٦؛ صديق، آزاد، كوپاموي، همانجاها؛ آغا احمد، ٥٦.
بيشتر تذكره نويسان مرگ وي را در ٠٤٩ق/٦٣٩م صديق، آزاد، كوپاموي، آغا احمد،
همانجاها، و برخى نيز در ٠٤٠، يا ٠٦٩ق ذكر كردهاند نك: صفا، همان، /٢١٤،
گنج...، /٠٢. در اين ميان ٠٤٠ق بهسبب وجود ماده تاريخ ٠٤٤ كه اسير در
ديوان خود آورده ص ٦، نادرست است.
اسير را مىتوان از پيشروان سبك هندي بهشمار آورد. مضامين وي چنان به
تخيل و تصويرسازي آميخته است كه برخى از تذكرهنويسان او را «بانى بنياد
خيالبندي» خواندهاند نك: لودي، ٦. اگرچه، اسير با صائب هم عصر بوده است و
هر دو متعلق به يك مكتب بودهاند و حتى اسير در جايى مىگويد: «شعري بگو
اسير كه صائب كند پسند» ص ٣٤، اما وي زبان و سبكى خاص خود دارد. اسير در
محسوس كردن معانى انتزاعى شفيعى، ٤٧، و آفرينش تركيبهاي مجازي و استعاري
مثلاً ص ٨٧، ١٨، ٢٦، ٣٨، ٣٩، جم ؛ نك: صفا، تاريخ، /٢١٥- ٢١٦، با استفاده از دو
اسم ذات يا معنى، يا يك اسم ذات و يك معنى بىگناه، ٦ بسيار چيره دست
است. با آنكه اسير به هندوستان نرفته بود، اشعارش در آن كشور مشهور بوده
است نك: سرخوش، و طرفداران سبك هندي در هندوستان از آغاز سدة ٢ق به بعد از
سبك او پيروي كردهاند خوشگو، ١٤، ٢٧، ٤٩؛ صفا، گنج، همانجا؛ زرينكوب، ٣٥. او
نيز چون ديگر شعراي اين سبك در سرودن غزل چيره دست بوده است و شفيعى او
را در سرودن غزلهايى با وزنهاي كوتاه موفقتر مىداند ص ٤٦ -٤٧.
شعر اسير برخلاف اشعار چكامه سرايان سدههاي ١ و ٢ق تنها مضمونسازي و
معماگويى نيست و گاه غزلياتش - شايد از ا¸نروي كه وي از جمله آغازگران
سبك هندي بوده است - هنوز رنگى عراقى دارد بىگناه، ٤. ويژگى ديگر غزليات
اسير كه در شعر شعراي سبك هندي كمتر يافت مىشود، هماهنگى موضوعى از مطلع
تا مقطع يك غزل است همو، ٥-٦. با اين حال، برخى تذكرهنويسان شعر او را
داراي غث و سمين دانستهاند نك: صديق، آفتاب، آزاد، همانجاها. از اسير قصايد
بسياري در ستايش از پيامبرص و ائمة اطهار ع نك: ص ٢-٤، ٧ - ٨، ٩٢، ١٥ -١٧، جم
، و نيز چند قصيده در ستايش از شاه صفى نك: ص ٤-٦ برجاي مانده است. با
اينهمه، قصايد اسير چندان پرمايه نيست.
ديوان وي نخست در ٢٩٦ق/٨٨٠م در لكهنو، و پس از آن در ٣١٤ق/٨٩٧م در گانپورِ
هند به چاپ رسيد و منتخبى از آن نيز به كوشش حبيبالله بىگناه با عنوان
از ديوان اسير شهرستانى، در مشهد ٣٤٨ش منتشر شده است. بر ديوان اسير شروحى
نگاشتهاند كه از جملة آنهاست: شرح معجز كابلى و شرح مهتاب رائى با عنوان
گلشن معانى كه تفسير محمد منير را از ابيات تحرير كرده، و مطالبى نيز خود بر
آن افزوده است. شرح ديگري نيز از ديوان اسير موجود است كه شارح آن
شناخته نيست منزوي، /٣٤ - ٣٥.
مآخذ: آزادبلگرامى، ميرغلام على، سرو آزاد، لاهور، ٣٣١ق/٩١٣م؛ آغا احمد، هفت
آسمان، كلكته، ٨٧٣م؛ آفتاب راي لكهنوي، رياض العارفين، بهكوشش
حسامالدين راشدي، اسلامآباد، ٣٩٦ق/٩٧٦م؛ اسير اصفهانى، ميرزا جلال، ديوان،
نسخة خطى كتابخانة گنجبخش، شم ٦٥؛ ايمان، رحم عليخان، منتخب اللطايف،
بهكوشش محمدرضا جلالى نايينى و اميرحسن عابدي، تهران، ٣٤٩ش؛ بىگناه،
حبيبالله، مقدمه بر از ديوان اسير شهرستانى، مشهد، ٣٤٨ش؛ تربيت، محمدعلى،
«يك صفحة مختصر»، ارمغان، تهران، ٣١١ش، س ٣، شم ؛ خوشگو، بندرين داس،
سفينه، پتنه، ٩٥٩م؛ زرينكوب، عبدالحسين، سيري در شعر فارسى، تهران، ٣٦٣ش؛
سرخوش، محمدافضل، كلمات الشعراء، لاهور، ٩٤٢م؛ شفيعىكدكنى، محمدرضا، «اسير
شهرستانى»، سخن، تهران، ٣٤٨ش، دورة ٩، شم ؛ صائب تبريزي، محمدعلى، ديوان،
بهكوششمحمد قهرمان، تهران،٣٦٧ش؛صديقحسنخان، محمد، شمع انجمن، بهكوشش
عبدالمجيد، بهوپال، ٢٩٣ق؛ صفا، ذبيحالله، تاريخ ادبيات در ايران، تهران،
٣٦٤ش؛ همو، گنج سخن، تهران، ٣٣٩ش؛ فلسفى، نصرالله، زندگانى شاه عباس
اول، تهران، ٣٣٤ش؛ كليم كاشانى، ديوان، بهكوشش پرتو بيضايى، تهران،
٣٣٦ش؛ كوپاموي، محمد قدرتالله، نتائج الافكار، بمبئى، ٣٣٦ش؛ لودي، امير
شيرعلى، مرآة الخيال، بمبئى، ٣٢٤ق؛ منزوي، خطىمشترك؛ نصرآبادي، محمدطاهر،
تذكره، بهكوشش وحيد دستگردي، تهران، ٣٦١ش؛ واله داغستانى، عليقلى،
رياضالشعراء، نسخة خطى كتابخانة مركزي دانشگاه تهران، شم ٣٥ پ.
مينا حفيظى