دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٠٥
| استرابادي، رضىالدين جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٠٥ |
اِسْتَرابادي، رضىالدين محمد بن حسن، معروف به رضى (د اندكى پس از
٦٨٨ق/١٢٨٩م)، اديب و نحوي شيعى. آگاهى از زندگانى او چندان اندك است كه
جلالالدين سيوطى (د ٩١١ق) مىگويد به هيچ نكتهاي از شرح حال او دست
نيافته، و حتى نامش را نيز نمىداند (١/٥٦٧). اين سخن البته ماية شگفتى و
ترديد برخى منابع متأخر شيعى شده است (نك: افندي، ٥/٥٤؛ خوانساري، ٣/٣٤٦).
با اينهمه، نامى كه در آغاز مقاله آمده، از عصر حاجىخليفه كهنتر نيست
(قس: فلايش، ، I/٤٢ حاشيه).
از نسبت او به استراباد چنين برمىآيد كه او در اين شهر زاده شده، يا در
آنجا زيسته است؛ اما بى شك بخشى از عمر وي در نجف گذشته است، زيرا خود در
شرح الكافية خويش تصريح كرده كه كتاب را در آستان غَرَوي (مرقد حضرت
امير(ع) در نجف) به پايان آورده است (١/١٨، ٤/٤٩٧؛ بغدادي، عبدالقادر، ١/٢٨؛
شوشتري، ١/٥٦٩). با اينهمه، برخى احتمال دادهاند كه مراد از آستان غروي،
شهر مدينه باشد (نك: عمر، ١/١٨؛ قس: امين، ٩/١٥٢؛ نيز نك: ٢ EI). تاريخ ولادت
او دانسته نيست و در تاريخ وفاتش نيز اختلاف است؛ برخى آن را ٦٨٤ ق و
برخى ديگر ٦٨٦ ق نوشتهاند، اما در آخر نسخة شافيه، مورخ ٧٥٧ق (چ قاهره،
١٣٥٦ق)، تصريح شده كه كتاب در ٦٨٨ق به پايان رسيده است. همين نكته
ثابت مىكند كه شيخ رضى لااقل تا اين زمان حيات داشته است (نيز نك:
فلايش، ، I/٤١ حاشيه). از ميان منابع متأخر اهل سنت فقط طاش كوپري زاده
به تشيع او اشاره كرده، و نكتهاي از عقايد كلامى منسوب به او را نقل
كرده است (١/١٧١؛ نيز نك: عمر، ١/٨).
آوازة استرابادي اساساً مديون دو شرحى است كه وي بر دو كتاب الكافيه و
الشافية ابن حاجب (ه م) نوشته است.
آثار:
١. شرح الكافية، يا شرح الرضى. اين اثر كه در ميان ٣٠ شرح I/٣٠٤) )، GAL,
بهترين آنها شمرده مىشود، ظاهراً در اواخر عمر مؤلف (شايد در ٦٨٣ ق) تأليف
شده است (سيوطى، ١/٥٦٧ - ٥٦٨؛ بغدادي، عبدالقادر، نيز شوشتري، همانجاها؛
افندي، ٥/٥٣). مؤلف چنانكه خود مىگويد، در آغاز به درخواست يكى از شاگردانش
مىخواسته است تا تعليقاتى بر الكافية ابن حاجب بنويسد، اما سپس به شرح
جزئيات پرداخته، و مطالب آن را گسترش داده است (١/١٧). كتاب شرح مبسوطى
است بر مسائل نحوي كه در آن به همة آراء و نظريات مختلف پرداخته شده
است، اما مؤلف همچون ابن حاجب بيشتر گرد آورنده و مفسر آراء است تا صاحب
نظريهاي خاص. با اينهمه، وي در جاي جاي كتاب از خود استقلال رأي نشان
مىدهد و در بحث از مسائل نحوي نظريات خود را نيز در پيش مىنهد، يا از
ديدگاهى خاص دفاع مىكند. كتاب از لحاظ استشهاد به آيات قرآن و احاديث
نبوي و اشعار عرب بسيار غنى است و به خصوص اشعاري كه در اين كتاب مورد
استشهاد قرار گرفته، و شمار آنها نزديك به هزار بيت است، دستماية عبدالقادر
بغدادي در تأليف كتاب بزرگ خزانة الادب شده است كه خود در واقع شرح
گستردهاي است بر شواهد شعري استرابادي. پارهاي از عبارات نهج البلاغه نيز
در شرح استرابادي مورد استشهاد قرار گرفته است (عمر، ١/٧- ٨). همين جامعيت و
شيوة بيان كتاب سبب شده است كه شرح الكافيه از ديرباز مورد توجه و ستايش
اديبان و نحويان قرار گيرد و به صورت كتابى درسى درآيد (سيوطى،١/٥٦٧؛ طاش
كوپريزاده،١/١٧٠-١٧١؛بغدادي،عبدالقادر، ١/٣). مير سيد شريف جرجانى (د ٨١٦ ق)
كه خود بر اين شرح تعليقاتى نوشته است، در اجازهاي به يكى از شاگردانش
كه عبدالقادر بغدادي آن را نقل كرده (١/٢٩-٣٠)، اين شرح و مؤلف آن را سخت
ستوده، و در ضمن از تغييرات و خللهاي راه يافته به متن كتاب و كوشش خود
براي تصحيح و رفع نقايص آن ياد كرده است. هموست كه به استرابادي لقب
نجمالائمه داده است. شرح الكافيه بارها در تهران (١٢٧١ق)، تبريز (١٢٧٤ق)،
استانبول (١٢٧٥ق)، بولاق (١٢٩٩ق)، لكهنو (١٣٠٢ق)، قازان (١٣٠٥ق) و قاهره
(١٣٠٥ق) به چاپ رسيده است (فضلى، ١٢٣-١٢٤؛ .(GAL,I/٣٦٧;GAL,S,I/٥٣٢ در ١٩٧٥م
نيز چاپ تازه و منقحى از اين كتاب به كوشش يوسف حسن عمر در ٤ جلد با نام
شرح الرضى على الكافية در بنغازي منتشر شده است.
٢. شرح الشافية، دومين كتاب مهم استرابادي است كه آن هم چنانكه از نامش
برمىآيد، شرحى است بر الشافية ابن حاجب در صرف كه پس از تأليف شرح
الكافيه نگارش يافته است (نك: بغدادي، عبدالقادر، ١/٢٩). مؤلف در اين كتاب
نيز به تفصيل به بحث از مسائل صرفى و بيان ديدگاههاي مختلف دربارة آنها
پرداخته، و شواهد بسياري نيز در تأييد سخنان خويش آورده است. با اينهمه،
شرح الشافيه شهرت و رواج كتاب نخستين را نيافته است (شوشتري، ١/٥٦٩؛
خوانساري، ٣/٣٤٧). اين اثر نيز بارها در لكهنو (١٢٦٢ ق)، تهران (١٢٨٠ق)، دهلى
(١٢٨٣ق)، لاهور (١٣١٥ق) و قاهره (١٣٤٥ق) به چاپ رسيده است I/٥٣٥-٥٣٦) S,
GAL, ; .(GAL,I/٣٧٠ در ١٣٥٦ ق نيز چاپ منقحى از آن با حواشى و تعليقات،
همراه شرح شواهد آن تأليف عبدالقادر بغدادي، به كوشش محمد نورالحسن، محمد
زفزاف و محمد محيىالدين عبدالحميد در دو مجلد با نام شرح شافية ابن الحاجب
در قاهره منتشر شده است.
٣. نظم اللا¸لى المبدعة فى صفة الكتابة المخترعة، منظومهاي است در صناعت
كتابت. نسخهاي از اين اثر در دارالكتب قاهره موجود است (سيد، ٣/١٧٠).
آثار يافت نشده: آثاري ديگر نيز به استرابادي نسبت داده شده است كه جز
نامى از آنها در دست نيست: ١. حاشية على شرح تجريد العقائد الجديدة و الحاشية
القديمة (بغدادي، هديه، ٢/١٣٤)؛ ٢. شرح القصائد السبع العلويات از ابن ابى
الحديد (حر عاملى، ٢/٢٥٥؛ آقا بزرگ، ١٣/٣٩١).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ استرابادي، محمد، شرح الرضى على الكافية، به كوشش
يوسف حسن عمر، بنغازي، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ افندي اصفهانى، عبدالله، رياض
العلماء، به كوشش احمد حسينى، قم، ١٤٠١ق؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، به
كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بغدادي، هديه؛ بغدادي، عبدالقادر،
خزانة الادب، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٩٧٩م؛ حر عاملى، محمد،
امل الا¸مل، به كوشش احمد حسينى، بغداد، ١٣٨٥ق؛ خوانساري، محمدباقر، روضات
الجنات، تهران، ١٣٩١ق؛ سيد، خطى؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ شوشتري، نورالله، مجالس المؤمنين،
تهران، ١٣٦٥ش؛ طاش كوپريزاده، احمد، مفتاح السعادة، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
عمر، يوسف حسن، مقدمه و تعليقات بر شرحالرضى (نك:هم،استرابادي)؛
فضلى،عبدالهادي، فهرست الكتب النحوية المطبوعة، اردن، مكتبة المنار؛ نيز:
٢ ; Fleisch , H ., Trait E de philologie arabe , Beirut , ١٩٩٠ ; GAL; GAL, S.
مهران ارزنده