دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٥٧
| اسماء بنت عميس جلد: ٨ شماره مقاله:٣٤٥٧ |
اَسْماء بِنْتِ عُمَيْس د پس از ٠ق/٦٠م، از زنان صحابى. پدرش عميس بن
مَعَد، از قبيلة قحطانى بنى خثعم بن انمار و مادرش هند دختر عون بن زهير
حِميري بود كلبى، /٥٦، ٥٨.
از تاريخ ولادت او اطلاعى در دست نيست، اما مىدانيم كه به همراه همسرش
جعفر بن ابى طالب اسلام آورد و از اين رو جزو نخستين مسلمان بود نك: ابن
اسحاق، ٤٣؛ ابن سعد، /٨٠. در سال هفتم بعثت همراه همسرش به حبشه هجرت كرد
ابن هشام، /٤٦. در دوران مهاجرت سه فرزند به نامهاي عبدالله، محمد و عون
به دنيا آورد كلبى، /٥٨. در ق همراه ديگر مهاجران به مدينه بازگشت و در ق
همسرش جعفر را در جنگ موته از دست داد. پس از آن به همسري ابوبكر درآمد و
محمد را در سال حجة الوداع به دنيا آورد. به هنگام بيماري پيامبر ص نيز بر
بالين آن حضرت بود نك: ابن هشام، /٠٠؛ بلاذري، /٤٥. سپس همسر امام على ع
شد و به گفتة كلبى همانجا دو فزند وي يحيى و عون حاصل اين ازدواج بود نك:
ابن سعد، /٨٠، ٨٥؛ بلاذري، /٤٧. يحيى در كودكى درگذشت ابوالفرج، ١، اما از
آنجا كه دربارة عون اختلاف هست، بعيد نيست كه ميان او و عون بن جعفر خلطى
رخ داده باشد نك: ابن قتيبه، ١٠؛ ابن عبدالبر، /٧٨٥؛ قس: طبري، /٥٤، كه به
جاي عون از محمد ياد كرده است.
از زمان دقيق مرگ اسماء اطلاعى در دست نيست. هر چند دو تاريخ ٨ق و پس از
٠ق براي سال مرگ او در برخى مآخذ آمده نك: صفدي، /٣؛ ابن كثير، /٣١، اما در
جايى تنها به ادامة زندگى او پس از شهادت امام على ع اشاره شده است نك:
ذهبى، /٨٧؛ ابن حجر، /٨٩. از نكات مهم و برجسته در زندگى اسماء، پيوند او با
خاندان امام على ع است: وي از معدود كسانى بود كه در مراسم كفن و دفن
شبانه و اسرارآميز حضرت فاطمه ع حضور داشت نك: بلاذري، /٠٥؛ حاكم، /٦٣-٦٤، و
حتى گفتهاند، در مراسم ازدواج امام على ع با حضرت فاطمه ع نيز حضور
داشته است، اما با توجه به تاريخ اين ازدواج در ق و بازگشت اسماء از
حبشه، اين نكته بعيد به نظر مىرسد نك: همو، /٥٩؛ گنجى، ٠٢-٠٣؛ قس: اربلى،
/٦٥-٦٧؛ امين، /٠٧. ظاهراً به دليل همين پيوند نزديك و صادقانه بوده كه در
منابع شيعى از او به نيكى ياد شده است، چنانكه بر اساس رواياتى، امامان
باقر و صادق ع او را ستودهاند نك: كشى، ٣ -٤؛ ابن بابويه، /٦٣.
اسماء احاديثى نيز از پيامبر ص روايت كرده است واقدي، /٦٦؛ حميدي، /٥٨؛
مزي، ١/٥٩-٦٣ و از وي نيز كسانى چون فرزندش عبدالله بن جعفر، سعيد بن مسيب
و عروة بن زبير و ديگران روايت كردهاند نك: ذهبى، همانجا. يعقوبى /٠١ از يك
«كتاب» نزد اسماء بنت اسد عميس نام برده كه ظاهراً مشتمل بر سخنان پيامبر
ص بوده و از آنجا كه اسماء، از نزديكان پيامبر ص و خاندان آن حضرت به شمار
مىرفت، قدمت وجود چنين متنى در نهايت درجة اهميت و ارزش قرار مىگيرد، اما
با توجه به سكوت منابع، دقت بيشتر در جزئيات اين متن و صحت انتساب آن،
امكان پذير به نظر نمىرسد نيز نك: S , ٢ EI.
مآخذ: ابن اسحاق، محمد، السير و المغازي، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ٩٧٨م؛
ابن بابويه، محمد، الخصال، به كوشش على اكبر غفاري، قم، ٣٦٢ش؛ ابن حجر
عسقلانى، احمد، تقريب التهذيب، به كوشش عبدالوهاب عبداللطيف، بيروت،
٣٩٥ق/٩٧٥م؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الكبري، بيروت، دارصادر، ابن عبدالبر،
يوسف، الاستيعاب، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ٣٨٠ق/٩٦٠م؛ ابن قتيبه،
عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشيه، قاهره، ٣٨٨ق/٩٦٩م؛ ابن كثير،
البداية؛ ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، به كوشش مصطفى سقا و ديگران،
قاهره، ٣٥٥ق/٩٣٦م؛ ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبين، به كوشش احمد صقر،
٩٤٩م؛ اربلى، على، كشف الغمة، تبريز، ٣٨١ق؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، به
كوشش حسن امين، بيروت، ٤٠٣ق؛ بلاذري، احمد، انساب الاشراف، به كوشش محمد
حميدالله، قاهره، ٩٥٩م؛ حاكم نيشابوري، محمد، المستدرك، حيدرآباد دكن،
٣٤١ق؛ حميدي، عبدالله، المسند، به كوشش حبيب الرحمان اعظمى، حيدرآباد دكن،
٣٨٠-٣٨٢ق؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران،
بيروت، ٤٠٤ق/٩٨٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش فان اس،
بيروت، ٤٠١ق/٩٨١م؛ طبري، تاريخ؛ كشى، محمد، معرفة الرجال، اختيار طوسى، به
كوشش حسن مصطفوي، مشهد، ٣٤٨ش؛ كلبى، هشام، نسب معدو اليمن الكبير، به
كوشش ناجى حسن، بيروت، ٤٠٨ق/٩٨٨م؛ گنجى، محمد، كفاية الطالب، به كوشش
محمد هادي امينى، تهران، ٤٠٤ق؛ مزي، يوسف، تحفة الاشراف، بمبئى،
٤٠٠ق/٩٨٠م؛ واقدي، محمد، المغازي، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ٩٦٦م؛
يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت، دارصادر؛ نيز: ٢ , S
حسن يوسفى اشكوري