دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٥٧
| اسدآباد جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٥٧ |
اَسَدْآباد، شهر و مركز استان كُنَر افغانستان. اين شهر در ٧١ و ٩ طول
شرقى و ٣٤ و ٥٢ عرض شمالى قرار دارد (دوپره، .(٧٢٨ نام پيشين آن چغهسراي و
چغانسراي بوده است. اسدآباد در موقعيت مناسبى در محل تلاقى جادههاي
نورستان (كافرستانِ سابق) و چترال و در امتداد رود كنر و شاخة اصلى آن، يعنى
رود پيچ واقع شده است. وسعت ناحية اسدآباد ٣١٨ كم ٢ و طبق آمار
١٣٥٨ش/١٩٧٩م، جمعيت آن، ٢٩ هزار نفر و جمعيت مركز اسدآباد دو هزار نفر بوده
است ( ايرانيكا، .(II/٦٩٨
منطقة اسدآباد داراي جنگلهاي طبيعى با درختان بلوط، صنوبر، بادام، گردو، به و
جز آنهاست. در اين منطقه انواع حيوانات وحشى از قبيل خرس، پلنگ و بوزينه
وجود دارند كه اهالى از پوست آنها استفاده مىكنند ( دائرة المعارف...،
٥/٤١١٧).
بقاياي آباديها، خشتهاي بزرگ، سر ستونها و ستونهاي مزين و منقش مرمري نشان
مىدهد كه روزگاري در اين ناحيه آباديهاي مهمى وجود داشته است. تاريخ
برخى از سنگ گورها به ٦٠٠ سال پيش مىرسد (كُهزاد، ٢٨٣-٢٨٤). بابُر از
چغانسراي به صورت روستايى منفرد و كمزمين ياد كرده كه بر مدخلِ كافرستان
قرار داشته است. همو مىنويسد كه مردمان چغانسراي مسلمانند و چون با كافران
درآميختهاند، به شيوة زندگى آنان خو كردهاند (ص .(٢١٢ در سدة ١٩م نيز اين
ناحيه حالت روستايى داشت و در مرز منطقة مسلمانان پشتو زبان - در برابر
كافرستان آن روز - واقع بود و دژي براي مقابله با حملههاي كافران داشت.
در ١٣١٤ق/١٨٩٦م در نبردي كه به فتح كافرستان انجاميد، منطقة چغهسراي
پايگاهِ عمدة سپاه افغان بود و به جاي پَشَد، مركز ادارة بخش جنوبى هندوكش
شرقى انتخاب شد ( ايرانيكا،همانجا).
اسدآباد در ١٩٧٣م مركز استان كنر شد. شهر اسدآباد داراي ساختمانهاي اداري و
حكومتى، مدارس و بيمارستان و كارخانة برق با مولدهاي ديزلى است. شهر داراي
زيربنايى مناسب است. بازار آن در ١٩٤٧م بنا شد و در ١٣٥٠ش/١٩٧١م بازسازي
گرديد. طرح نوسازي و عمران كه در همان سال آغاز شده بود، تا ١٣٥٣ش/١٩٧٤م
پيشرفت اندكى كرد، اما از آن استقبال نشد. يك كارخانة چوببري و درودگري به
كمك فرانسويان در ١٩٦٦م در اين ناحيه تأسيس شد، ولى كار آن ادامه نيافت
(باخ، ٩١؛ ايرانيكا، همانجا).
چوبهاي صنعتى كه با استفاده از جريان آب از اين منطقه به داخل و خارج
صادر مىشود، منبع مهم درآمد مردم را تشكيل مىدهد. همچنين اهالى به پرورش
زنبور عسل و شكار جانوران مىپردازند و چون زمين زراعى اندك است، ارزاق
موردنياز را از جاهاي ديگر مىآورند. خانهها را عموماً از سنگ و چوب مىسازند.
برخى در بلنديها و كوهها خانه ساخته، با نردبان يا پلكانهاي چوبى رفت و آمد
مىكنند.
بيشتركارها حتى كشاورزي، شخمزدن زمين، بذرافشاندن و نيز آوردنآباز چشمه،و
هيزماز جنگل بر دوشزناناست( دائرةالمعارف، ٥/٤١١٧- ٤١١٨). اين نكته قابل
ذكر است كه معتقدان افغانى بودن سيدجمالالدين اسدآبادي، اين شهر را
زادگاه او مىدانند (نك: واثقى، ١).
مآخذ: باخ، اروين گروتس، جغرافياي شهري در افغانستان، ترجمة محسن محسنيان،
مشهد، ١٣٦٨ش؛ دائرة المعارف آريانا، كابل، ١٣٤٨ش؛ كهزاد، احمدعلى، افغانستان
در پرتو تاريخ، كابل، ١٣٤٦ش؛ واثقى، صدر، سيدجمالالدين حسينى پايهگذار
نهضتهاي اسلامى، تهران، ١٣٤٨ش؛ نيز:
B ? bur, Zahiru'd-d / n Mu h ammad, B ? bur-N ? ma, tr. A. S. Beveridge, London,
١٩٢٢; Dupree, L., Afghanistan, Princeton, ١٩٧٣; Iranica.
محمدآصف فكرت